معشوقم ..
کمـی درد دارد !
پ.ن : به تو توکل میکنم ..خدای من ..معشوق ِِ من ..عزیز دل ِ من .. تو پیشم باش ..
کمـی درد دارد !
پ.ن : به تو توکل میکنم ..خدای من ..معشوق ِِ من ..عزیز دل ِ من .. تو پیشم باش ..

پ.ن : گاماس ،گاماس ..
خواب آمدنت..
حضورت..
بودنت..
پ.ن : تلفیقی از مهربانی ۲آدم.. و من چه قدر شیرین بودم .. چه قد مزه کردم بودنتان را..
پ.ن : حقیقت داره دلتنگی ! اما ..خیالی نیست..تو خوش باشی ما خوش تریم :*:))
علـم را برای عـلم خواندن ! ..علـم را برای معرفت خواندن ..
خوشحالم ..این مدت که بر من سخت گذشت بزرگ شدم ! سختی هایی که روحم تحمل کرد مرا بزرگ کرد ! نه ! نمیگویم الان بزرگ هستم ! ابدا دوستان ! امـا از قبل بزرگترم ..
دلیلش را فقط خودم میفهمم و او* ..
حکمتت را قربـان بی همتای من !
*خـاله دانـا !
و من لغزشش را میبینم ، گاه بر زمین میخورد و با حقیقت روبرو می شود ..
و من مرگـش را میبینم .. و حقیقت را آشکارا میبینم ..
پ.ن : تعبیر دارند حرف هایـم .. دقـت! .
پ.ن : در مورد پست قبل این پست های من ..پرتو جان !حق با شماست ..
نوشته شده در ساعت ۱:۳۵ بامداد
دیـوار ِ خانه هایش کوتـاه ترین دیـوار هـاست .. و سایه بـان ِ خـانه هایش فراگیـر تریـن ..
کودکـانش دیگر شـوقی برای بازی کردن ندارند ..یعـنی دیگر هـم بازی ندارند ..
بزرگ تـر هایش غـرق در مشـکلات و اتفـاقـات ِ عجیب..
کـوچه دل تـنگ است ! دل تنگ ِ حال و هوای گذشته ..دل تنگ ساکنین قدیـمی .. و دل تنگ روز های پرشــور ..
کوچه اما !دل تنگی اش را فریاد نمی زند .. سکـوتش .. آرامـش ِ واهــی ش .
سکـوت .. آرامـش.. .
پـ . ن : تــفاوت بی داد میکند !

- الان نه ،همش پای کامپیوترم
+چت میکنی ؟
ـ زیـــــــــــــاد
+ ای ابــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله (با شدت بخونینش ! )
ـ :)))
:))))))
پ .ن : گفتگو های من و دبیر فیزیک ِ گلـم ! :ایکس
تلـاشم و کردم !
دیگه ۱۹شدم مهم نیست !
خدایـا شکـرت ..
خوشم میاد جالب هم نمره کم آوردمـا ! طبق معمول حواس پـرتی !
چـه قد اشک ریختم جلـو دبیر:))) !
بـیـخـیـال من قیـد معـدل ترم اول و زدم !
پ. ن : تلـاش و پشـتکار !
پ. ن : تشویش ! :)