قالب ِ نو :))))
خب فقط اومدم بگم خداا دوس ندارم این طوری !
باشه ؟
ببینم چه کار میکنی واسم آآ
منتظرم خداا ![]()
خب نماز و روزه هاتــون قبول دعا کنید واسه من
!
:) : کامنت آآی پست ِقبل و جواب میدم به زودی قول ![]()
خب فقط اومدم بگم خداا دوس ندارم این طوری !
باشه ؟
ببینم چه کار میکنی واسم آآ
منتظرم خداا ![]()
خب نماز و روزه هاتــون قبول دعا کنید واسه من
!
:) : کامنت آآی پست ِقبل و جواب میدم به زودی قول ![]()
با جوجو موافقم سر ِ ضایع شدن !
من و بابا دوتایی لیوان و گرفتیم زیر شیر آب ِ یخچال(اسمش و نیدونم) حــالــا !![]()
هی من لیوانم ُ میذارم هی بابا ![]()
۶ ثــانیه :
بابا پاش ُ میذاره رو پام و لیوانش ُ میذاره که آب بخوره منم هولــش میدم خودم آب میخورم .![]()
۲ثــانیه :
آخرین قطره آب ُ میدم بره پایین
آخیش رفت ![]()
:) : روزه گرفتن ُ دوس دارم
خدا واسه همه قبول کنه ! ![]()
سر نماز یادتون کردم آره همون نماز ِ دو ثانیه ایم
!!
تــوضیحات :
لــآزم دارره ؟ ![]()
:) : امشب شاید با بچه های تیم ِ خرسی اینا بریم بیروون
!
:)) : یعنی وقت میشه تمــام کامنت آآ رو جواب بدم ؟ ![]()
:))) : تــآزگیا خیلی خوشم اومده از آهنگ یه خبر داغ داررم چون شادده یادم میاد از تمام چیزایی که دارم و خدا رو شکر میکنم امــآ ربط این کار م ُ به متن آهنگ نفهمیدددم ![]()
:)))) : بعد یه عمر رفتم حمااام چه قد خوش گذشت ![]()
:))))) : برم فوتبال نگا کنم میام کامنت آآ ی پست قبل و جواب میدم اگه نشد هم که فردا ببشخید واقعا !
:)))))) : + این و نگاه کنین ! نمیدونم چرا از دختره خوشم اومد واقعا :)
دیشب با مهمون آآ مون رفتیم شهر بازی فقط همین ُ بگم که این دختر عموم اومد بالــا گفت حاضر شو بریم منم با شلوار ورزشی سرمه ای با مانتو مشکیه که ازش متنفرم جون رنگش ُ دوس ندارم و یه مقنعه که معلــوم نیس از کجا گیر اومده بود رفتم یَنی این دختر آآی دهات ُ دیدین ؟؟ شما من ُ میتونین شبیه نوکر آآی اونا فرض کنین
با کفشی ورزشی ! میدونم مده امــا نه این شکلی
خلــاصه می کنم که یکی از همین مهمونا مخه یعنی خر خونه شاید نخبه چمیدونم . تا این ُ دیدم یه چیزی اون میگفت یه چیزی من جوابش ُ میدادم آخرش این دختر عمو غرغرو میگه شما دو تا امشب مخ های هم و میخورین
! این مهندس آی کیو از همــون اول گفت من سوار وسایل نمیشم رفت پیش بچه ها امــا عمه اکی و که میشناسین شده یقه این ُ بگیره میبردش آخه اونایی ُ که میترسن ُ خوب بلده بترسونه
!
اول بردیمش نهنگ من رو سرش نشسته بودم اینم جلوی من بود منم که جیغ میزدم دیگه الـکی بعد که پیاده شدیم این گوش آاش ُ گرفته بود ![]()
بهدش رفتیم ترن خیلی باحال بود ![]()
بهد این وسایل آآیی که میچرخن ُ نمیرفت حالش بد میشد منم گفت شما بیا من خودم تضمین میکنم خلــاصه واسه خنده هم که شده بردیمش آقا این پیاده که شد من رفتم در گوش گفتم : اووووق اینم رفت به بالــا آوردن و بهدش اومد گفت : من تو رو زنده به گور میکنم من :
بهدش خلــاصه بس که من اونجا فعالیت داشتم و میدوییم و بالــا پایین میرفتم یه آقاهه ایی از کنار م رد شد گفت : فک کنم این کونگ فو کاره ![]()
خلــاصه یه وسیله بشقاب پرنده هم سوار شدم که کلــی تخفیف گرفتم فک کن شما واسه ۴ نفر دو تا بلیط دادیم
آخرش هم رفتیم موتور سوار شدم من با چند تا از دختر آآ
البته اول من رفتم نیس کلــا این دختر عمو یه مقدار ترسوئه
من رفتم وقتی داشتم پیــآده میشدم دیدم یه ملت وایسادن دارن نگاه میکنن من ُ بهدش این دو قلو های شمالی (عروس های عمم) تشویق می نمودند منم گــاز میدادم ![]()
»»»»»»»» یه وب میخوام که هیچ کدوم از آشنایــآن نداشته باشدِش
تو راه نهنگ :
مهندس آیکیو به گربه ی آوازه خوان : این دختر عموت چه جوریه ؟خیلی بده نه ؟
گربه به خون خواهیه من : خیلی خوبه وقتی میرم تو اتاقش همه جاا تمیزه (دروغه ۱۳) تازشم صورتی مخبه اس ینی میترکیم از خنده ![]()
![]()
این دوستان یه نیسان هم داشتن که من دوس داشتم از همون اول برم عقبش بشینم امــا بالــاخره برگشت رفتم و کلـی حال داد ![]()
:) : پسر عمو میگه تا حــالــا هیچ دختری و ندیدم هر چی بدن بپوشه این اخلــاقت مث پسراس آخه من زیاد حساس نیستم ینی بم دمپایی پلــاستیکی هم بدن میپوشم بیرون ![]()
:)) : خیلی جوی ام یه روز بر میگرد م به همون صورتی باکلــاس یه روز هم جواد میشم ![]()
:))) : هرکی ندونه فک میکنه من خر سواارم
شایــدم باشم ![]()
![]()
بهدش من دوباره داشتم بلند میگفتم اینقد دوس دارم اینجام (زیر لبم ) ریش داشته باشممم یهوو این مهمون آی مامانیم اینا شوهرش برگشت من و نگاه کردم منم به این حالت ![]()
!
اینا تموم تا وقتی این شووَر خان شون داشتند با مومو میرفتن مغــآزه محمد به دختر خاله میگم بیاا میگه نمی بر نت میگم بیا تو میگه من که میدونم تو رو نمیبرن
بنده رو هم که میشناسید کنه یَنی کنه واقعی ها !
دارم سوار ماشین میشم مومو اشاره میکنه به مهد کودک کناری میگه تو تا وقتی بری اینجا ثبت نام کنی ما بر میگردیم (روش نوشته ۴تــــآ۷ سال) فک کنم بش گفتم من از ۴ســال کمترم به سنم نمیخوره
نشستم تو ماشین امیر حسین پسر دایی بزرگم هم اومد وقتی رسیدیم دیدم پسر خــاله هم اونجاس با شوهر خاله سومی بنده وارد میشم شروع میکنم به بحث کردن با محمد همین طور که کار میکنه با من حرف میزنه تازه باش قهرم از روزه جمعه که رفتیم بیرون و من میخوام عسک اون روز و بذارم داشت میگفت از همین مومو یاد بگیر کلــی سیاست داره تو کاراش بهد خودش و یه ذره جدی میگیره میگه تاکی میخوای صورتی بپوشی ؟ هووم ؟؟ بهد با خودم میگم خوبه دفعه پیش که اومدم پیشت مانتو سبز تنم بود
اما چون قهرم انگار نه انگار همین طور حرف میزنه تا وقتی که میخوایم بریم دوتا ماشین هست امــا دلم میخواد با موتور محمد بیاام امــا باش قهرم بوودم در نتیجه امیر حسین رفت با اون منم اومدم خونه با ماشین مومو اینا ....خُ گذشت تا رسیدیم خونه ی خودمون هر وقت بابا بیکار میشه یه چیزی به من میگه تا حرص ِ من و در آره و من و عصبانی کنه
من در آسانسور و باز کردم مامان و بابا داخل آسانسور مومو هم داره آشغال آآرو خالی میکنه (
)
بابا : صورتی چه قد زشتی تو ![]()
من :
من زشتم ؟
مامان به بابا : به خودت رفته ![]()
««کلـــا من ُ تنها گیر آوردن
من : بابا به خودت رفتم ![]()
![]()
میخندیم ![]()
مومو میاد میگم مومو چه قد تو زشتی ؟ ![]()
بابا : به مامانت رفته ![]()
من : ![]()
به بابا میگم بابا من ریش میخوام اینجا (زیر لبم )
بابا میگه دی ووو نه (دقیقا همین حالت بخونید)
میگم بابا با عمو استقلــالـی رفت و آمد کردی بی تربیت شدی آآ ![]()
:) : خــیلی خاطراتم مونده بنویسم امــا ترجیح میدم گلچین شده بذارمشون ![]()
![]()
:)) : عسک آآ رو هم درست میکنم باور کنید همش تقصیره این مومو اِ دیگه تا فردا میذارمشون قول این قول فرق فوکوله ![]()
:))) :مررجان عزیزم کلی کلی تشکر و قدرانی میکنم ازت 
![]()
![]()
:)))) : دلــم تنگ شده بود واسه این شکلک قشنگآآ
این ُ دوس دارم ![]()
:))))) : مررجان واسه قطعی که پیش اومد سارری عزیزم ![]()
:)))))): این خاله جوجو ی من هست ؟ خیلی واسم عزیزه ![]()
:))))))) : شاید امشب برم شهر بازی ! باور کنید بس که کارام زیاده نمیشه بنویسم دیگه
اما از این به بعد درست میکنم خودمُ
:)))))))) : خب من یه کنسرو پسته بخورم قبل ُ بعدش هم پاستیل نباید تمام تنم بریزه بیرون مث ِ این خال خالی آآ ![]()
نوشته شده طی ِ چند ساعت با فاصله بین شون چی گفتم ![]()
:)))))))) : منصووره عزیزم کامنتینگ نیس که ؟ !!! من کلــی کارت دارم ![]()
کتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
:)))))))) : من کامنت آآی پست قبل ُ تا اول تارا جان جواب ندادم البته ار آخر به اول برم برگردم میام میجوابم حتما قول ![]()
فک کنید اگه من میمُردم خدا نکرده شما چه کار میکردید ؟ ![]()
یهو از خواب پریـــدم دوطرف سرم درد میکرد بهدش حالــت تهوع شدید داشتم .![]()
امــا الــان بهتررم ![]()
خُب میخواستم صبح برم یه چیزی و کپی بگیرم که حــالــا مجبورم عصر برم دیگه ![]()
تازشم یه بار این میمی با من بودیم رفته بودیم واس مدرسه ام چیزی کپی بگیریم اول یه هزاری بود یا ۵ تومنی نمیدونم بهدش که من بش گفتم زیاده یه ۵۰۰ تومنی در آورد داد به آقــاهه بهد این آقــآهه میگه خانووم خرد بدید میمی میگه : واا مگه چه قد میشه چررا اینقد کم میشه ؟ ![]()
مُرفه که میگن همین آآن دیگه ![]()
:) : مـــامی صبح هی تو فکرت بودم که کــاش بودی و ازم مراقبت میکردی
اینم از هموون جدی گرفتناس ![]()
:)) :خب من برم کامنت آآ رو جواب بدم ![]()
عصر میام اون پست عسک داره رو میذارم ![]()
رووم نشد بدون اینکه عسک بذاررم بنویسم در نتیجه صــبر کنید تا من عسک آآ رو بریزم تو کامی باچه ؟
:) : کــــتی چی شدی یهووو ؟؟ ![]()
:)) : شایـــلــآن قهرم . همچنین پپسی
!
:))) :کامنت آآ رو فردا میجوابم قول ![]()
!
:)))) : دلــم یه دوربین صورتی ِ صورتی خواست
!
فقط هر کسی که این پست و میخونه باید اسم ماشینشون و بگه وگرنه یه تکه یخ به زبووونش میچسبه و کنده نمیشه
!!

:) :خُب میخوام بگـــم که اومم خُب شاید فردا خاطرات مسافرتم ُ بذاررم
!!
:)) : اینقد از این پست آآ دوس داررم که کامنت آآش مث امتحان میمونه فقط یه کلمه بااید جواب بدین کــلی حال میکنم با این پست آآی خنک َ م نیس تابستونه من به فکر شما هاممممم ![]()
:))) : کــلی پول دادم که این قالب یخ و خریدم تا هر کسی نگه یخ درست کنم به چسبونم به زبونش ![]()
!
دلم واسه این شکلک تنگ شده آخــی جووونم
![]()
چرا اون رنگی قبلیم نمیادد ؟؟ اصلــا نیسش انگاااار ![]()
خب دیروز ببا کلــی بد بختی رفتم تازه هر دو دقیقه هم به مامی میگفتم نمیام
بهدش باز سرم و مینداختم و از مامی جلوتر میرفتم
!
تا رسیدیم دیدم اولش آرومــه اما یه نگاهی به من انداخت بهدش رفتیم داخل تا لباسام و عوض کردم این فسقلی شروع کرررد اولش اومد گفت صورتی ببین من چرخ و فلک یاد گرفتم همین طور شت سر هم چرخ و فلک میرفت (میره ژیمناستیک) بهدش من اومدم نشستم جلو تی وی داشتم ایران موزیک میدیدم که اومد جفت پا روی شکمم پرید
فقط من تنها صدایی که توسنستم در بیارم اوم یا اوه یه چیزی تو این مایه ها بووود
! بهدش هی میومد از از این طرف من میپرید اون طرف یعنی کلـا من داشت سرم گیج میرفت گفتم نه این طوری نمیشه در نیتجه بش گفتم بیا ژیمناستیک کار کنیم اون یه حرکت میرفت منم مث اون میرفتم دقیقا شده بود مث این خل و چل آآ
! بهدش اومد من و زد منم زدمش
حرص در آور ترین کارش اینه که وقتی میزنیش دردش نمیاد فقط بلند میخنده آدم تشویق میشه بیشتر بزنش البته من کاری بش نداشتم تا میومد من و بزنه منم میزدمش این بچه هم خوشش میومد و میخندید ![]()
این کارآآ تا عصر ادامه داشت که محمد اومد خونه خاله اینا صحبت از موتور شد آخه یه موتور خریده بهدش من گفتم من خیلی موتور سواری دوس داررم اون هم با آرزو حرفید و تصمیم گرفتیم یواشکی بریم بیرون اونم با موتور
. امیر اولـش گفت کجا و اینا منم گفتم بابا م اومده دنبالم اونم رفت خونه
رفتیم سوار موتور شدیم من وسط نشستم تا حالا هم فک کنم شاید یه بار دیگه ام سوار شده بودم که اون مربوط میشد به موتور پسر عمم و مربوط میشد به سال آآی ۴۰.۴۲
! واای من عاشق موتور سواری ام اولش جیغ میزدم هی محمد میگفت جیغ نزن همه دارن ما رو نگاه میکنن منم گازش میگرفت اونم قلقکش میومد میخندید میگفت تا آخر ما ر و مینداززی خلــاصه کلی خندیدم بلند بلند وقتی تند می رفت زیرم میلرزید کلــا از خنده همون جا غش میکردم
بهدش هر موقع میخندیدم این تف آآ م رو هوا دنس میرفتن
!! رفتیم فالوده و بستنی هم خوردیم رسیدیم در خونه ی خـاله من گفتم موتور سواری میخوام دوباره من و نیم ساعت هی چرخوند تو خیابون آآ منم که اَ خنده غشیده بود م اون وسط ![]()
کلـــی خوچ گذشت بسیار بسی ![]()
فقط خدا رو شکر بقیه ی بچه هاشون نیومده بودن
این امیر بچه خاله امه
بیش فعالی داره هوشش هم نمیدونم کدوم دکتره خلی گفته ۲۰٪ بالاتر از افراد تیزهوشه !! میگن بچگی های منه ![]()
:) : محمد و آرزو رو که می شناسید ؟ میخواستم یه چیزی در موردشون بنویسم امــا نمیشه![]()
:)) : آّبی برگشته تنکس گادد ![]()
:))) : خواب امروز صبح هم افتضاح بود .وقتی بیدار شددم فقط قلبم داش وای میستاد !! خواب آتشفشان قیامت .. خانوم معاون ..دبیر علو دوسال پیش ..خرس غریق نجات ..جواب دادن سوال ریاضی ![]()
:)))) : آهــا یه چیزی داشتم به محمد میگفتم حتما به بابام بگم یه موتور بخره میگه جرات ش و ندارن
بهدش میگم خب بخره خووبه میگه با ماشین بابات یا مامانت عوض من میگم قبول
موتور دوس دارم
!
:))))) : بفرمایید پیراشکی سوخته !
! البته به قول مامانم برشته ![]()
:))))))) : خانوما و آقایون محمد داییم میشه و آرزو زنداییم
شما ها چرا اینقد منحرفید
!!
:)))))))) : منظورم از یواشکی اینه که بدونه این که پسر خالم بفهمه رفتیم بیرون ![]()
دیگه من اگــه اَ اونجا زنده بر نگشتم حلــالم کنید خب ؟ ![]()
وب آآ تون و خوندم فقط وقت کامنتیدن ندارم اما شب میــام ![]()
![]()
مریمی کجایی تو ؟؟
شرح بازی اینجاس :×
خب اولش فحش بازی :
من کلــا اَ بچگی زیاد فحش دوس نداشتم الــان م خوشم نمیاااد فقط در حد خر و بی شعور اون م وقتی دعوام میشه
ولـی این برادر من که میدونین خیلی مخه خب بهد بچه که بود این مارک کونیکا رو خیلی دوس میداشته به جای فوش هم میگفته کونیکا
!!
بهدیش هم که همنشینیه :
قرار ه ۵ نفر و که دوس داریم یه شب با هم باشیم و بنویسم اما من از همین الــان بگم که اکیپی مینویسم
۱ . افشین قطبی جووونم :) تا صبح عسک بگیریم با توپ و فوتبال بازی کنیم و بم یه عالمه چیز یاد بده تازه شما ر ش رو هم میگیرم ازش ![]()
![]()
۲.بچه های نتی همشون باهممممم کلـی من جک مسخره بگم اونام بخندن
!
۳.لمونی اسنیک با بودلرها و دوستاشووون کلی دوس دارم بخندونمشون که یادشون بره غصه هاشون و ![]()
۴. دیگه ..اومممم آهاااا بچه های های اسکول موزیکال و خیلی دوس دارم با هم باشیم و اونام تو خونه کنسرت اجرا کنن بااا هم بهدش من و بقیه ی دوستای مدرسه که های اسکول و دوس دداریم بریم همراهیشون کنیم ![]()
۵.دیگه آهااااا خب نمی دونم ..اما تیم پرسپولیس و تیم ملی بچه ها شون و با هم ببینم ![]()
:) : یادش بخیر مسافرت که بودیم هی گنده بم می گفت صورتی یکی از اون جک مسخره هات و تعریف کن من تعریف میکردم اونام از شدت خنکی ش میخندیدن
!
:)) : سیاه دیدی بازی کردم ![]()
:))) : یه جوش گنده زدم من برم ببینم چه کار میشه کردش بر میگردم ![]()
:)))) : هر کسی دوس داره بازی کنه :)
قبل استخر هم که من و دو تا خرسا و ژاله با هم رفته بودیم مانتو فروشی که آباد هم گشت اون منطقه ![]()
اگــه بخوام خاطره بنویسم هم چشای شما میشکنه هم دست آآی من
!!
تازه یه شب هم خونه ی خرسی آ خوابیدیم که تا ۵ صبح داشتیم فیلم ۱۷ agian ٌ میدیم خیلی بامزه بود
بهدش دیگه خیلی اینور و اون ور رفتیم خیلی زیاد که همش خنده داررره
الــان که من اینجا شاید تازه ۱۰ مین ِ که اَ خواب بیدار شدم تازشم تو پست بعدم میخوا بازی انجام بدم
:) : سیاه تر سو هم خودتی ![]()
:)) : ژاله و خرس مهــربون همین طور شوخی شوخی سر مومو با هم دعوا های خنده دار میکردن ![]()
:))) : ناژین خوچالم که برگشتی گلم ![]()
:)))) : کلــا وب م مریض شده باید یه مقدار بش برسم نه ؟ ! ![]()
:))))) : میام امــا میبیند که سرم شلوغه و مریض زیاد دارم
!!
:)))))) : من سلــام کردم ؟ ![]()
:))))))) : هنوو صفیه (دختر دایی ژاله ۵ماهه ) و فاطمه (اون دختر داییش و ۸ ساله ) با مامان و باباشون هستن و فردا میرن فهیمه جون و خیلی دوس دارم
بهدشم من خــاطرات این روزام ٌ مینویسم شماها همه رو باید یهو بخونین با هــم
!
چی فک کردین
!
عــید همگی مبارک ![]()
ناژین زودی برگرد !!
نمی تونم سر بزنم زیـــاد ..پَ زیاد آپ نکنید باچه ؟ قبول ؟ آفریـــن
که من عقب بمونم ![]()
این همــه یه عالمه نوشتم نیومد !
!
خون و تو چشام میبینید دیــگه ؟ ! ![]()
بعدا مییذارمشون عیب نداره
!
:) : مــن و اینهمه حرص خوردن محــاله
!!
:)) :الـــان یهوویی با دوتا خرســا و ژاله و ماهی ق َر کردم اومدم بــالا نمیدونم چرا ؟ واقعا نمیدونم
!

سلااااااام . خوبم شما خوبین ؟ :))
خـــاطراتمٌ یکی دو روز دیگه مینویسم اما الان یه خبر عالی دارم :
ژاله جون و لاله جون و خاله (مامانشون) الان دارن میان اینجا :)
همه میریم طبقه ی اول خونه ی مااادرجون تازه دوتا خرسا و ماهی و ..همه هستند
دعا کنین خوچ بگذره
خیلی دوس دارم زودتر ببینمشوووون :)
:) :عمو اینا یک روز از ما دیر تر اومدن یعنی امروز اومدن بهدش عمو اومد بالا یه عالمه من و مشت ومال داد از خواب بیدارم کرد :)
:)) :بابا دیشب میگه صورتی تو اگه ۵ سال بزرگ تر بودی میگرفتن ت !! :)
:))) : میمی هم دیروز اومد کلی چیز واسم آورده تمام شو عسک میذارم!
:)))) : باور کنید قول میدوم عسک آآیی که قول دادم و بذاررم
:))))) : واسه ناژین جونم دعا کنید باشه ؟ قول دادین آآآ
:)))))) :هنووز کامنت آآی پست قبل سفرم و نخوندم
خوچ بگذره !!
۱۱.۵۹ نوشت دارم قرقروت گاز میزنم و لیس میزنم بفرمایید ![]()
:))))))) : من نمیتونم اون طوری که دوس دارم بتون سر بزنم زیرا برای اینکه آیا مهمون داریم پس من و ببخشید البته من که سر م و میزنم به وب آآآ تون اما تا اطلاع ثانوی ترکوندن را میذاریم کناررر
!
من برگشتم . خوچ گذشت !!
حدودا ۲ ساعت قبل رسیدیم خسته بودم اومدم پای نت اما وقتی این پست ناژین و خوندم خسته تر شدم انگار دیگه حس نوشتن خاطراتم پرید !!
میرم یه مقدار خستگی در کنم روحیه عوض کنم میام !
ناژین عزیزم امیدوارم غم آخرت باشه درکت میکنم میدونم از دست دادن یه عزیز خیلی سخته
آروووم باش
من برم یه کم بخوابم چون چشام باز نمیشه دیگه !! شب برمیگردم شاید !!!!
ناژین عسیسم ..روحشون شاد !
من میرررم با اینکه با ماشین میرم اما دعا کنید خدا من و واستون نگه داره
شوخی کردم !
اگه تا ۱۵ روز اینده بر نگشتم نگرانم بشید حتما
!
هنوز هیچ وسیله ای جمع ننموده ام
الانه که همشون بیان خونه و قاط بزنند
!
من برم وسایلام و جمع کنم
واقعا نمی تونم بتون سر بزنم الان
:) : اگه خدا بخواد و بشه میریم شماااال ![]()
:)) : منصوره جونی ببخش اگه نتونستم زیاد تو تولدت باشم اما تولدت مبارک عشقم ![]()
:))) : شاید از اونجا هم آن شدم ![]()
من میرررم دیگه من حلال کنید ![]()
با بای ![]()
![]()
:)))) : شاید هم نشه و نریم آآآ !! باور کنین از بابا ی بنده هیچی بعید نیست :) اگه تا شب نیومدم یعنی رفتیم به سلامتی ![]()
مامان : صورتی پس وسایل ها تو جمع کن فردا میخوایم بریم مسافرت !
من : ها ؟ !
دیدین گــــفتم صورتی میتواند
!
خیلی خوش گذشت
در راه برگشت من در حال خوندن آهنگ بیب بیب بیا بالا
من : بیب بیب بیا بالا آهای خوشگل زیبا .بیب بیب بیا بالا
میخواستیم از ماشین پیاده شیم بابا هم دیگه بس من خوندم ریتم افتاده تو دهنش ![]()
بابا : بوب بوب برو پایین ... ![]()
من : ![]()
![]()
:) : دیروز مومو میگفت مــَــــردٌم ! مــیدونم که شما ها سر در نمیارین اما واقعا خودمم نمیفهمم ! ![]()
:)) :خوش حالم که هــیچ وقت این مردم خبر چین و ملت بیکار و جدی نمیگیرم منظورم همون آآیی که تا تو خیابو ن یه نفر و میبینن فرداش کل کشور خبر دارن
!
:))) :من بــرم نماز بخونم
.
:)))) : این هانیه هه بودش .من فک میکردم رفته اما دیشب در کــمال نا باوری با عمه بزرگم اومده بود سینما !
:))))) :ما که اومدیم خونه این مومو و گنده با ماشین گنده بودن رفتن پیتزا خریدن واس خودشون بهد اومدم با آسانسور طبقه ۴ ام آســانسور هم تا خرخره پره بهد مومو اونطرفی وایساده که پیتزاها دیده نشه میگه جا نداریم در آسانسور و ببند منم با قدرت و سرعت هر چه تمام تر خودم وپرت کردم داخل آسانسور در نتیجه همه لــــــه شدند
!

دیروز رفتم کادو رو گرفتم اما اونجووری که میخواستم در نیومد یعنی من میخواستم همش صورتی شه اما جعبه صورتی نداشت مغازه هه بس که راه رفته بودیم دو تا پا هام درد میکرد اما حالا کادووووش میخواستم اولش یه چیز دیگه بگیرم اما .... ولش کنین الان نمیگم فردا چووون ماهی خانوم دیشب وب من و خونده بودن بهدش زنگ زده میگه تو خونه ی کدوم عمه شام دعوتی ؟ میگم چی میگی میگه نه خب تو بلاگت نوشتی گفتم خب درست بخون دختر م من نوشتم پسر عمم دعوت کرد ویلا
! گفت کادو هم گرفتی ؟ گفتم نه ! گفت تو بلاگت نوشتی . گفتم نوشتم واسه دوستم نه واسه تو گفت نوشتی واسه ماهی و دوستم .من گفتم اصن تو چرا میای بلاگ من و میخونی ؟
! کلی خندیدم ![]()
من از بچگی با ماهی بزرگ شدم دختر خیلی خوبیه ! الان هم از بدی آش نمینویسم چون تولدشه و خودش و نامزدش که میشه همون اقاهه میخونن اینجا رو :) ![]()
ماهی جونم تولدت مبارررررررررک .امیدوارم یه روزی (حالا ۶سال دیگه) جشن تولد بچه ت و بگیری که من و خاله صورتی صدا میزنه فک کن آآآآه نه تو بچه نیاری بهتر
پس میگم عروسی پاستیل آدامسی و جشن بگیری :)
:) : ماهی دختر عمم هستش و نامزدش هم پسر عمم (دختر خاله و پسر خاله ان ) ![]()
:)) : پاستیل آدامسی خواهر ماهی هست ![]()
:))) : هیچی دیگه تولدت مباررک ماهی جوونم دوس دارم بیام اونجا یه مقدار بسیاری برقصیم ![]()
:)))) : این پست بلاگ ماهی و من گذاشتم اگه خواستید کادو هاش و اونجا بذارید :) ![]()
:))))) : توجه داشته باشید ماهی جان بلاگ من و میخونن
!
:)))))) : مدیون هستین اگه تو بلاگ من بیاید و قر نداده برید
همچنین تو بلاگ ماهی ![]()
قراره یه ساعت دیگه با مامی بریم بازار که کادو تولد دو نفر و بگیرم واسشون ! البته یه نفرشون که تولدش گذشته هنوز نمیتونم در مورد ش چیزی بگم تا بعد
. فردا تولده ماهیه قبونت شم من
خیلی دوستش دارم چن روز پیشاا که با هم بیرون بودم بم گفت صورتی باورت میشه تا حالا کسی نتونسته ما رو از هم جدا کنه ؟ گفتم راس میگی . ![]()
کادو تولد بیارید واسش فردا دعا هم بکنید برای اون و آقاهه که خوچ بخت شن قبول ؟ ![]()
:) : دوس دارم حرف بزنم اما از شنبه ![]()
:)) : دوباره ویلا بودم اما این دفعه پسر عمم دعوتمون کرده بود اونجا شام ![]()
:))) : کلی خندیدیم تو ویلا ![]()
![]()
:)))) : فردا واسه ماهی میخوام تولد بگیرم تشریف بیارید با کادو و دعا ![]()
:))))) : جوجو خاله دلم واست تنگ شده همین طور آبی و گندم (
)
من برم کادو بگیرم عسکا شو بذارم دیگه :)
امروز طبقه دومی ها از مسافرت اومدن کلی خندیدیم سر یه موضوعی اما بعدا میگم ![]()