غیبت کبری :)
بنده قصد دارم غیبت کبری رو آغاز کنم .
گفته باشم نگید نگفتی . ![]()
![]()
لبخند ![]()
![]()
بنده قصد دارم غیبت کبری رو آغاز کنم .
گفته باشم نگید نگفتی . ![]()
![]()
لبخند ![]()
![]()
نمیدونم چی بگم بابا خان ![]()
خووووبی بابا جووونم ؟؟
پ.ن : من الان داچتم همین جوووور به بابا غر میزدم الان مچکلیه ؟؟ تازشم خیلی از غرغرآم وسانسور کردم که سر درد نشید ![]()
![]()
خُب از فردا دیگه واقعا ماه مبارک امتحانا حلول میکنه یه کف مرتب داشته باشید ![]()
![]()
![]()
به مناسبت حلول ماه مبارک امتحانات کف مرتب ![]()
همگی موفق باشید ![]()
به پروفایلم یه چیزی اضافه کردم برید ببیند حتما ![]()
میام اما کمتر ..
گفته بودم از این
شکلکه با
خیلی خوچم میاد البته اولیه ازاین بچه شیطونایی که خودشون و مظلوم گرفته ها فک نکنید خیلی مظلومه .
دیروز خیلی چیزا شد که من نوشتم اما بعدا میذارم الان نمیشه میخوام درس بخونم :)
ناژین دوست دارم ![]()
پ.ن : یه چیز دیگه ام به پروفایل اضافه شد اما شما جدی نگیرید :)
پ.ن : تاریخ تولدم و میگم هر کی بدونه جایزه داره ![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی بیاد منو از کامی م جدا کنه . تلف میشمااااااااا ![]()
![]()
میمی و گودی خان دارن میرن کیش ساعت ۲ . خُب برن من که بابا میمی قهرم خدافسی ام نمیکنم ![]()
![]()
چه قد من این شکلک و دوس دارم دلم میخواد لپاش و بگیرم بکشم جااااان ![]()
تو یکی از بهترین دوستای من بودی و هستی عزیز دلم یادم نمیره که اون اولا چه قد تو و آبی و اذیت میکردم یادت هسسست ؟؟!!
واست اینجا یه تولد مختصر میگیرم چون واست با بچه ها یه سورپرایز داریم نیتونم بگم اصرار نکن :)
بیا تو بقل صورتی عزیزم که دلم باست یه کوچکولو شده بید :))
هوراااا دست سوت جیغ مبارک مبارک تولدت مبارک دوستان یاری نمیایند ![]()
![]()

خودت میدونی که خیلی دوست دارم ![]()
![]()
تولد وبلاگم ۱۸ اردیبهشت بود :)) من چه قد خوچ ذوقم آخه ..خداااااا..
چون آرشیو و همش و منتقل نکردم نیدوستم کی ه ؟؟ الان که نیگا کردم دیدم تولد وبلاگ اولیم که بعدش رفتم دخملونه ۱۸ امه و تولد بلاگ دومیم که بعدش اومدم اینجا آخر خرداده به هر حال ۱۸ ام تولد بلاگ نویسی من بود .. یه سال شد :)
یه سال تجربه های رنگارنگ البته صورتی .
سلام من یه تصمیمی گرفتم .خٌب ..
.
قرار گذاچتم با خودم از حال دپ دربیام برم تو حالت هپ مث قبلانا ..
آخه این روزا خیلی حالم گرفته اس درس نیتونم بخونم و خلاصه زندگی بد جوری سخت میگذره با خودم گفتم آخه نمیشه که تا آخر عمرت مث این شیش روز که لب به هیچی نزدی جز دو تا ساندویچ کوچیک نون و ماست و یکسره در حال فک کردن بودی بگذرونی .دیگه ....
با خودم گفتم که خدا فقط به من یه صبر گنده بده تا بتونم تحمل کنم . همه این قضایا رو تو مغزم ثبت کردم روزایی که گذشت اتفاقای خوب و بدی که اُفتاد و خیلی چیزای دیگه .
اما من که اینقد شجاع و محکم بودم حالا باید به دنیا نشون بدم که کم نیاوردم البته ....خُب نه ..نیاوردم دیگه .. اِ ..
خدایا بت قو میدم بشم همون صورتی قبلی که ی سره شاد میزد البته زمان میبره اما من از همین الان سعی میکنم .خدا جونم یه کم دیگه غذا بخورم زیر چشامم خوب میشه اوهووم .
قول میدم کمتر گریه کنم .. گفتم گریه یادم اومد از خیلی آدمایی که تا اون خدا بیامرز بود سال به سال نمیومدن پیشش حالا شدن واسه ما کاسه داغ تر از آش .واقعا آیم ساری ..
خو حالا فاز و عوض میکنیم من حالم خوبه .یِس آیم وری هَپی نو . ![]()
میخوام بشم همون قبلیه ها ..
میخوام کم کم همه چی و بدم تو ذهنم سِیو شه ..تا بعد امتحانا ..
همه میگن باید روحیه ات عوض شه حتی یکتا دوسسَم تولدش گذاچته باسه فردا که روحیه من عوض شه نمیتونم قبول کنم فردا برم تولد اصلا ..
با خودم عهد بستم تا ۴۰ مادرجونی تا حد امکان چیزی جز مشکی نخرم .
اَه اَه چقدم از این رنگ مزخرف بدم میاد .چِندش ..
راستی میخواستم بگم از همه دوستام ممنون واقعا خیلی بم کمک گردین تا روحیه بگیرم دسته همتون و میبوسم ![]()
رنگ مشکی و دوس ندارم خُب !!
درسام کم کم داره سخت میشه ..
هنوو آماده نیستم واسه امتحانا ..
ژاله جون هم رفت خیلی دلم تنگ شده باسش .
داستان مادرجونم هر وقت وقت شد میذارم ادامه مطلب .
وب ژاله رو هم پیشنهاد میکنم برید تا یه کم دلگرم شه و بنویسه اگه دوس دارید البته (+)
کاش میشد بت گفت که دارم دیوونه میشم .
شنبه امتحان دارم و هیچی نمیتونم بخونم .
امروز خانم ک. و خانم خ . (مدیر و معاون مدرسه ) اومده بودن مسجد نمیدونم کی به اونا خبر داده .
خیلی مردم لطف دارن به ما ....
خدایا واسه همه چی ممنونت .
فقط یه فکری باید به حال گنده کرد نه میتونه حرف بزنه نه گریه کنه ....
بابا : از من بدتره فقط میشینه و فک میکنه .
مامان : دیشب بردنش دکتر حالش خراب بود .
مومو : فقط سرش و گذاشته بود رو میز و گریه میکرد .
گنده : از دیروز تا حالا ۸ بار شوکه عصبی (تشنج شدید ) بش وارد شده .
دکی : داره میمیره رنگش رفته و فقط گریه میکنه .
عمو استقلالی : خبر نداشت امروز صبح از مسافرت اومد و یهو پس رفت.
عمو کوچیکه : فقط زار میزنه .
عمه ها : پشت سر هم از حال میرن .
نوه ها : حال من و که میبینید بقیه بهتر از این نیستن .
توضیحات .... بعدا .
باور کن خیلی سخته ....
کلا همه همینطور دیگه حسی نمونده که بیام بنویسم .
از دیروز تا حالا ۳ تا اورژانس اومده و رفته .
خدا من گفتم قلبم قویه اما نه تا این حد .
اول بابابزرگ حالا هم مادرجون .
متاسفم
نمیدونم دیگه کیه که تمام خانواده رو به هم وصل کنه .
دیروز بد ترین روز عمرم بود
بعدا به کامنتا جواب میدم الان اصن حالم خوب نی .
خدایا فقط ازت آرامش میخوام .
آرامش....
مادرجونم رفت ..اون دنیا
ازتون میخوام اگه دوس دارید باسشون یه فاتحه بخونید ..
و فردا روز تولد یکی از بهترین دوستای منه و در واقع اولین دوسته نتی من که از همون اولی با هم آجی شرعی و رسمی شدیم یادته آبی هووم ؟؟
داستان دوستی ما بر میگرده از اون جا که من داشتم تو گوگل خیلی شاد میچرخیدم که یهو کلیک کردم رو یه وبلاگی که نوشته بود در مورد اینکه رفته بود خونه یکی از دوستاش و با هم کلی عسک گرفتن و پنکه اونا سوخت .. والان بقیه اش دقیق یادم نی :)
من همون جا باسش کامنت گذاشتم بعد چند مدت اگه اشتباه نکنم آبی اومد تو بلاگم و کامنتید که چرا واسه مطالب گذشته ام کانت گذاشتی منم که گیج ... :)
بعدش آبی بم گفتی چرا تو وبت بیشتر از خودت نمینویسی ومن به فکر افتادم که بیشتر در مورد خودم بنویسم تو بلاگم. از اون موقع شد که بلاگ من تبدیل شد به یه دفتر خاطرات واقعی تمام عیار و حالا واقعا ازت ممنونم آّبی جونم :)
در واقع میتونم بگم که من هر چی تا الان یادم گرفتم فقط مدیونه آبی ام :)
دوستت دارم آّبی جونم:)
هووم خیلی مهلبونی تو :)
حالا بریم سراغ تفلد . مبارک مبارک تفلدت مبارک بیا شمعا رو فوت کن تا شونصد سال زنده باشی قربونت برم :))))
کالا من الان خیلی خوچالم امروز آبی من میشه 19 سالش مبارک باشه امیدوارم همیشه با هم بمونیم :(
حالا بریم سراغ کادوها آبی همونطور که از اسمش پیداس رنگه آبی و خیلی دوس داره منم چن تا کادو باسش آماده کردم هم آبی و هم صورتی ..
اولیش یه نمای کلی از کادوها حالا این یکی ام یه کادو ویژه (+)اینم یه کادو خیلی خیلی ویژه همونطور که از رنگ معلومه :) (+)
حالا بازشون میکنیم حالا دست سوت جیغ :)
اولین کادو : (+)و (+)و(+) و(+) چن عدد نون خامه ای که خیلی دوسس داری +یه پیراهن خوشمل آبی صورتی که تفاهم برقرار شه این جا :) +کیک
توجه داشته باشید اینا همه در یه کادو بود آآ و
حالا دومین کادو :(+)و(+)و(+)و (+) که همه اونایی که دوس داری مطمئنم :)
حالا سومین :(+) و (+) و (+) و (+) اصن کلا من باید صورتی ام باست میگرفتم چون دو رنگ بود کادوها یکم زیاد شد البته میدونم خیلی خوب نبودن اما وسع مالی دیگه نمیرسید :)
اینم آخرین کادو : (+)اینو گرفتم باست تا از این به بعد مجبور نباشی وقتی با تینامیری دو روز قبلش ماتم برداری :) اونم رانندگیش خوب میشه یه روزی :)
حالا کیک تفلد اون ۲ بالا رو ۱۹ بخونید :

واینو هم ۱۹ بخونید البته از اون وری

من این کیکا رو دوس دارم شمام باید نوزده بخونید شون :)
آها یه چیزی یادم رفت از اینا باسه مصی گرفته بودم گفتم واسه تو ام بگیرم توازن برقرار شه :)

با اینکه از هم دوریم اما امیدوارم به یاد هم بمونیم :)
پیشاپیش تولدت واسه فردا مبارک باشه عزیزم :)
ای بابا خدا نمیشه یه فازی بفرستی هووم ؟؟ !!
کاشکی اکس تو خون آدم نمیموند وگرنه من الان اینجا نبودم ![]()
دوستان عزیز کماکان تفلد برقراره ها ....

هنوزم نیشم بازه :))))))) .
۱۱:۲۷ نوشت :
خدای خوبم حالا میفهمم چرا از صبح تا حالا نتونستم خوب درس بخونم و حالم گرفته بود اوهووم نماز نخونده بودم آخه . :| من و ببخش خدا .... حالا میفهمم نمازی که من تو ۲ دقیقه میخونم بااینکه زیاد شاید اهمیت ندم اما خدا دلش باسم میسوزه و من و شاداب نگه میداره میسی :)
۹:۲۰ صبح شنبه نوشت :
مصی جون دوسته نتی منه وب شم این بید : مصی جون
عیب نداره اما ... من و که میشناسید بالاخره یه رهای پیدا میشه بیام البته امتحانام م شده کارساز :|
حالا اینا رو بیخی خی امرو تولد یکی از گل ترین و عچق ترین دوستمه به نام مصی جونی ![]()
انقده دوسش دارم ....یادمه اون اولا زیاد با هم دوس نبودیم بعد من میرفتم پستاشو میخوندم باسش کامنت میدادم تا کم کم با هم آشنا شدیم بعد دیدیم خیلی چیزامون شبیه همه و از اون موقع من خیلی عاچقه شم :)
اینم کادو ات مصی جونم (+) یکی یکی بازش میکنیم با هم حالا این اولیش (+)مباظب (مواظب ) باش یهو خرابشون نکنی آآآ آفرین دختر گل :)
آها حالا این دومیشه (+)گفتم یه چی بگیرم با هم بتونی بپوشی دیگه مد و ست و...از این جور حرفا دیگه :)
میدونم سایزته ![]()
اینم سومیش (+)میدونستم خیلی دوسش داری اوهووم 
حالا اینم کادوی آخری باسه گلم با هم بازش کنیم (+)خواهچ میکنم قابلی نداره :)
تفلد تفلد تفلدت مبارک
حالا همه سوت دست جیغ هوووو.........
آّهنگ هم تقدیم با عچق 
حالا اینم کیک تفلد دیگه آخه من گچنمه :

یک سالشه بچم (+۱۸ تا سال ) . 
و در آخر این پست بت تبریک میگم .امیدوارم هزار و شونصد وسی ودو سال دیگه با هم باشیم :)
بوس....
+من : بنگ چیه ؟؟
-گنده : (یادم نی قشنگ این و چی گفت بس زیاد بودن ) ...وقتی میخوری خول میشه زیر سقف ام اگه بکشی نماز نداره
+ آها .......بعد اکس خوردی ؟؟
ــ نه آخه اکس اگه بخوری همیشه میمونه تو خونت بعد هر وقت تا آخر آزمایش بدی معتاد نشون میده.
+تریاک چه جوریه اون وخ:؟؟
ــ از همه این موارد تریاک پاک تره آخه آسون تره میری تو دو نوع داره بافور و بی فور و.....
+ کریستال چه جوریه ؟؟
ـ تو دستشویی میکشنش خیلی ام آسونه
+ بعد این جذبی آآآآ چیه ؟؟
ـ اونا اسمش اشک خداسس سریع جذب میشه .
+ ؟؟!! بعد الکل که حتما خوردی شما کدوم نوعش بهتره خاصیتش چه جوریه ؟؟
ـ ببین الکل ۳درصد داریم ۹۹ ٪ ام داریم که همون الکل سفیده و ۴۳٪ ام که ویسکی و پتکا و ...
+ من ؟؟!!
~ گنده نه معتاد نه هیچی ولی یه کم شنگول میزنه گاهی اوقات :))))
~مواد و کامل معرفی نکردم ترسیدم درصد بد آموزیش به چسبه به سقف :)
دیشب فیلسوف شدم کلا تجربه شد :|
نتیجه اخلاقی: اکس خوردنش خوب نی اصن آّخه تا آخر عمر تو خونتون میمونه :))
درسام به شدت سنگین شده مامااااااااااااااااااااااااااااااان
گندم من کجایی هان ؟؟ ![]()
دیشب بعد از اینکه از دکتر اومدیم.با گودی خان و میمی رفتیم پیتزا .همینکه داشتم رفتم تو.یهو خرس مهربون
زنگ زد بم . گفت :مهناز شیما یادته ؟؟ گفتم چی تینا؟؟ گفت نه شیما م.... گفتم آها آره کجا هس ؟؟ گف خودکشی کرده ؟؟!! من : چی؟؟ اما آخه اونکه دختر محکمی بود ؟؟ گفت فردا سومشه میای حالا ؟؟من : نیدونم باید از میمی بپرسم ورفتم داخل پیتزا فروشی همین جور مات و مبهوت داشتم میمی و نیگا میکردم گفت : چی شده ؟؟ گفتم :دوستم خودکشی کرده . هویجوری موند : :|
اصن نمی تونم باور کنم شیما اونی که با اینکه باباش آدم پستی بود و حاضر بود به خاطر خودش سر دخترش هر بلایی بیاره تا آبرویی واسش نمونه و.....
واقعا از باباش متنفرم . مثلا دکتر جامعه اس .عوضی پست حاضر بود ...
حالا خوشالم که ۶ ماهی بود ندیده بودمش وگرنه الان حالم از اینشم بدتر بود :|
بیچاره خودش و از طبقه سوم خونه پرت کرده پایین . حالا هم همین الان مراسم سومشه و حالا خوشالم که تو عمرم به هیشکی وابسته نشدم تا حدی که افسردگی بگیرم و لوس بازی درارم همین و میدونم که خوندن فاتحه و نماز باسه روحش خیلی بهتره تا مث این مرده پرستا زار زار گریه کرد .
همون جا به مارال اس ام اس دادم : شیما رو یادته همونی که باباش متخصص بیهوشی بود .
+ آره
-خودکشی کرده
بعدش مارال زنگ زد : با صدای لرزون و حال خراب :
دروغ نگو مهناز شوخی نکن تو رو خدا راست بگو . اصن شماره خرس مهربون و بده خودم ازش میپرسم/
-باشه الان باست اس میکنم .
آخر شب :
دوباره مارال زنگ زده حالا فردا میر ی تو ؟؟
میگم نه میمی میگه نرو .
اون ام گفت منم شاید نرم .
همه اینا رو نمیدونم چرا نوشتم شاید نیاز بود .
منی که تو دنیا شادی و با هیچی عوض نمیکنم حتی الانم همینطورم دیشب برای دومین بار تو تمام عمرم البته با شدت کمتر دلم گرفت . همون جام دکتر که بودم ۲ روز مرخصی بم داد .خوشال بودم از اینکه حداقل این دو روز مدرسه نمیرم .
.
.
الانم اصن ناراحت نیستم فقط باسه روحش دعا میکنم تا آرامش داشته باشه . این موضوع همین جا تموم .
خدا یا آرامش بده به وجود شیما :|
*فقط دو تا پست آخر روی صفحه اس گفتم که بدونی :))
*به همه سر نزدم ولی میزنم ناراحت نشید پلیز 
* نوشته هام وقتی مشکیه احساس میکنم روح نداره نظر شما چیه ؟؟
* فک کنم هممون با هم افسرده شیم :))))))))
* شما به من بگید من چن بار اینجا اعلام کردم که اسما رو خوشون انتخاب کردن نه من ؟؟ ![]()
صد بار که نمیشه یه حرف و زد :)
.................................................................................................................................
جمعه نوشت :
وااااای خدا این چه احساسیه که من دارم ؟؟ میشه بگی خدا ؟؟
این روزای آخر سال تحصیلی که باید درس بخونم بر عکس شدم :|
آخه درسام زیاده خو . تا هنوو میام یکی و بخونم یاد میفته هفته دیگه هر روز امتحان دارم و نمیدونم کدومش و باید زود تر بخونم . وات شود آآآی دو ؟؟ خیلی خستم تا میام درس بخونم خوابم میاد .
یعنی با یه قهوه تلخ که من اصن دوس ندارم ممکنه انرژی بگیرم ؟؟ هان ؟؟
در ضمن من هنوزم دست از سر خندوندن شما ها بر نمیدارم آآآ الان قک نکنید من زانوی غم و از این جور چرت و پرتا بغل گرفتما ....نُچ امکان نداره .
دنیا بگرد تا بگردیم ![]()
+من : تو چه جوری میتونی دوستشون داشته باشی اه اه
+یگی : باور کن تا حالا همچین آدمی ندیده بودم . آدمی که یه دختر رو دوس اشته باشه
+من : وااااا مگه چیه من المیرا رو دوس دارم آخه با همه فرق داره 

به قول میمی :
تو اشتباه اصن به دنیا اومدی باید پسر میشدی هیچ کدوم از اخلاقات به دخترا نمیخوره . یه کم احساسم نداری . دلتم که سنگ :|
+ و من اینجانب صورتی هر وقت این حرفا رو میشنوم خوچال میشم به شدت 
........
حالا برسیم به اصل مطلب دیشب ساعت ۹:۴۵ که با ماهی و دو تا خرسا و آقاهه و عمو ومیمی و گودی و....دیگه همه رفته بودیم سینما یهو ماهی گفت راستی افشین قطبی شد آآآ .
من : چی شد ؟؟
ماهی : سرمربی تیم ملی .
من : ( با صدای بسیار بلند ده تا بلندگو قورت داده ) وااااای دروغ نگو .قربونت شم من موچ (این یکیش بوس آب دار بود )
.................
چن وقت پیشا م یه پست در مورد افشین خان نوشته بودم که هنوو انتاقالش ندادم از وب قبلیم اما مدم بعدا و حالا دوباره:
واقعا نمیدونم در مورد این شخصیت چی بگم . نیدونم چرا ؟؟ همه ازش بد میگن . شایدم مهندس راست بگه بازم آی دونت نو :| . آدمی که با فرهنگ ایروونی آشنا نبود و نمیدونست نباید همه چی و واضح و رک بگه و به خاطر همین ام ملت عزیز ما خوردش کردند .
آدمی که نمی دونست باید چی بگه . و مردم ما تا تونستن باسش حاشیه درست کردن تا با توان هرچه بیشتر باعث از بین رفتنش شن. دوس ندارم کسی بگه اشتباه میگم چون این یه نظره و نه چیز دیگه . و الان من از همیشه خیلی خوچال ترم . 
آدمی نیستم که عاچقه هنر پیشه و این چرت و پرت آآ شم اما نظرم و همیشه میگم .
ولی من مطمئن ام که انتخاب افشین خاان کار برنامه ریزی شده ای بود و انتخابش کرده بودن و اعلام نکرده بودن و حالا ... وقتش بود اعلام کنن .
اولین مصاحبه افشین قطبی بعد از انتصاب (+)
واااای خدا من اصن وقت هیچ کاری و ندارم :|
* درست کردن این قالب مزخرف فقط و فقط باسه ازجلوگیری از بین رفتن چشاتون بود
.

بی ربطانه :
شاید بی ربطانه :
سر ما خوردم :))))) 
تو اوج خواب بودم داشتم خواب ژاله جون اینا رو میدیدم .یهو دیدم یه صدای وحشتناک می آد :|
فک کردم دارم خواب میبینم .
به خواب دیدنم ادامه دادم .
یهو دیدم از پنجره یه نور زیاد+ صدا اومد :|
من که اصن نترسیدم بعد دو سه دقیقه تختم لرزید واااای من که نترسیدم 
فقط تنها کاری که کردم رفتم پیش گودی خان اینا :))
گفتم الان قیامت میشه پرتم میکنن تو جهنم : 
BUT HELL WAS FULL SO Im BACK
خداییش یه رعد و برق کل ساختمون و بیدار کرد روز قیامت چی پس ؟؟
البته حاجی مرازیان (پسرعمه هه _خودش اسمشو انتخاب کرده -هیچ شباهتی ام به خودش نداره )
فرمودند با زلزله هم همراه بوده ولی آی دونت نو .
فک کن خونه ضد زلزله و محکم اینطوری شه خونه های قدیمی چی مشن ؟ البته میگم خونه های قدیمی بیشتر سالم میمونن ولی من همون شب داشتم فک میکردم اونایی که الان گوشه خیابونن چی کا میکنند آیا ؟؟
* این روزا خیلی کار دارم شاید نتونم به همه سر بزنم ولی جبران میکنم :)
*شخص شخیص بنده قرار شده برم دعوا با صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران :)
*یه سوال فنی دیگه ام پیش اومده شما ها کجا عسگاتون و آپلود میکنید آیا؟؟
* گندمک من خوچ بخت شا ایشالله :))))
*تا اطلاع ثانوی در حال ساختن قالب میباشم :))
* کامنت آ واسه این پست و پست قبل جوابش باشه فردا :)
