پست توجیهی..
و همه ی دوستان عزیزم ...
و همه ی دوستان عزیزم ...
شاید هم از خدا خواسته..

پ. ن :دوستای گلم اونایی که هنوز من و میخونن و خسته نشدن ..کامنت خصوصی بذارید..البته دقیقا شرمنده خیلی ها میشم ...
دل نوشت : وبلاگم را دوست داشتم..خاطراتم را دوست داشتم.. اما ..
*نظرات چند پست اخیر هنوز معلوم نیست که تایید شوند یا.. :)
دوستتون دارم..
کم کم میتونم رو اَبـرا راه برم ...
کــــم کــــم ...
پی نوشت : اندکی صبر سحر نزدیک است...
جدی : خیلی واسم مهمه دیگران از دستم ناراحت نباشن ..
قاطی : همه چیزم قاطی ِ هم شده...
مهم : به خودت سخت نگیر...جمله ای که خیلی ها بهم میگن ...
استقامت : منم و ...خودم ..!
صبر: خدایا هم حافظه ی تو رو پاک میکنم هم خودم...
بوو : بوی ماکارونی که داره درست میشه خوبه ..!
کلی : همین جا از هر کسی که ناراحتش کردم عذر میخوام..همین ..
جواب سوال هات و میدم و اشک میریزم...
*باورم نمیشه..
کیس ِ پسر عمو و میگیرم ..میام بالا..یه کاسه رو پر از چیپس سرکه میکنم که عاشقشم...یه ظرف برمیدارم و سه تا از شیرینی های مورد علاقه م و میذارم...از اون آبنبات پفکی ها هم دارم و ۲ تا لیوان آب یخ...کولر و موبایلم و روشن میکنم...
امشب ...شب ِ آرومی بود واسم...اگر از بعضی موارد صرف نظر کنم...میشه گفت ..میشه خوب باشه زندگی ..اگر...کوتاه بیای..دارم تمام انرژی م و به خرج میدم که وادارت کنم کوتاه بیای ...
یه عزیزی میگفت...هر اعتقادی میخوای داشته باش و به کسی نگو ...اینقدر انسان باش که ازت درس بگیرن..میگفت باید یه راهنما داشته باشی..که من مشتاقانه داررم میرم سمت خاله "ع" ... دوستش دارم...
پی نوشت : اگر هرروز اینطور گذشت..اون وقت میشه در موردت فکر کنم جناب خدا... بذار آروم بگیرم..
مهم : خیلی خیلی درگیرم..درگیر خودم....درک کنید...خواهش میکنم...
ماه رمضان پارسال و خاطره هاش فراموش نشدنیه ..محیا ..هاله مگه نه ؟
عروسی : فرهاد و کاملیا...ایشالله خوش بخت شین..شادی و تو چشای فرهاد دیدم..با یه اس م اس خالی از کاملیا که به عنوان بله بود..
من به خدا دیگه اعتقاد ندارم..
خدا باشه ماله خودتون..
دیگه نمیخوام خدایی داشته باشم ..
خدا... ؟ کجایی واقعا ؟ !
هه هه !
از مسـخره یه چیزی اونطرف تر بوود ...!
پ.ن : آدم مست که میشه خیلی مهربوون میشه.. :دی !
گفتنی ها کم نیست...
دیدنی ها کم نیست...
چیدنی ها کم نیست...
خواندنی ها کم نیست...
پ. ن : یه مقدار زیادی کارام قـاطی شده و من زیــادی خودم و زدم به بی خیالــی ..
پ.ن۲ : نامســاعدم ..بـی دلیل (؟!) میدونید که خیلی خیلی نامســاعدم ..
پ.ن۳ : اینهمه فاز منفــی میدم ..ببخشید..دست ِ خودم نیست.. واسه جبران الطافتون بعدا خدمت میرسم دوستای خوووبم ..
پ.ن۴ : امشب دامادیه حامد پسر عمه م ..ایشالله با سمیرا جوون خوشبخت شن ..