حیـرون ..!

                   

  • دیروز عصر از خواب که بیدار شدم صدای تلویزیون زیاد بود ،فوتبال هم داشت..یه لحظه تا دم در اتاق رفتم به هوای اینکه مهدی جلو تلویزیون خوابیده و فوتبال میبینه ! اما..دلم هـری ریخت !
  • بعدش که هندسه میخوندم هی حواسم پرت میشد بابا رو نشوندم جلوم تا بخونم ،تازه وسطشم یه ۲۰ مین با مهدی حرف زدم .. هی هم حسش نبود بابا میگفت خب عزیزم فشار نیار رو خودت نخـون منم که حرف گــوش کن بستم کتاب َ رو . دیگه حسابی حیـرون بودم پیشنهاد دادم برم رانندگی بابا با اینکه خسته بود قبـول کرد..وقتی پشت فرمـونم تموم ناراحتیم و اعصاب خوردیم خالی میشه ..(در آینده شاید زیر گرفتن خالیم کنه ) ،اومدیم خونه دیدیم به به میز پینگ پنگ هم تو پارکینگ گذاشتن و صــفا ! ولی من شـروع کردم طنـاب زنـی !
  • امـروزم تو مدرسه با اینکه انرژی نداشتم و خواب بودم همش اما واسه آمادگی که یکتا بلند بلند میخوند یادگرفتم در حالت خواب، ۲۰ شدم خداروشکر ،هندسه م همینطور بعدش که تصحیح کرد برگم و گذاشتم توکلاس الی دادش به صبا ،صبا هم .چرک نویسمم مثل اینکه رو میز بوده و یکتا جوون..به هـــرحال با نیشی باز رهسپـار منزل گشتیم ،اما صبح که میرفتم مدرسه اینقدر عصبی و تیلیت بودم با مدیر و معاون و اینا دعوا راه انداخته بودم ..اونم هی میخندید میگفت مهناز عصبی نباش هی.. :دی !
  • Yasaman T: khooneh
    Yasaman T: babaye zandaee fot shodeالـان اینو دختر عمه داد.. بابای زن عمو ..بابا بزرگ پسرعمو هام و دختر عموهام ..زیاد ندیده بودمشون اما دلم ریخت یهو..خدا بهتون آرامش بده آقای بابا بزرگ ..به همسر و خانوادتونم صبر.. .
  • یه موضوعی امروز یه مقدار اذیتم کرد.. یه ذره وقتم آزاد شه حتما واسه خودم ثبتش میکنم ..

.

My Dear..

                                               

                    

دیشب خوابتو دیدم .. یادم میاد که دوباره زنده شده بودی همه تعجب کرده بودن اما من اونقدر با تو بودن و میخواستم که اشک میریختم تو خواب و بهت میگفتم میترسم که دوباره بمیری.. یادته بهم میگفتی فلفلدون ؟ .. الهی قربـونت برم من .

حسابی دلم میخوادت بابابزرگم .. .

پ.ن : امروز عین روزهای دیگه خوب بود ،۳تا امتحان داشتم ،۲تا شو گرفت .. بازم خوب بود ! .کلـا مدرسه خـوبه ! کتابخونشم خدایی غنـــیه .. کتاب های پائلورو خوندم یکی ۲تاشم گذاشتم فردا الان دارم فـاطمه فاطمه است دکتر شریعتی و میخونم ..

پ.ن : فردا هم ۲تا دارم تازشم .

پ.ن :بدجوری بغل بابا رو دوس دارم ..

پ.ن :امـروز در مورد زاغـه نشین ها و حلـبی آباد ها میخوندیم ..شب حتما باید در موردش پست بذارم .. ! راستی کامنت ها تاییدی شده .. میخونم اما بعدا تایید میکنم جوابتونم میدم :*

پی ِ پی نوشت : یادم باشه که بعدن ، یه روزی در آینده به پسرم بگم وختی با دوست دخترش دعواش شد و خیلی عصبانی بود و نخواست که طرف اون لحظه جلوی چشاش باشه، بهش بگه:
برو به جهنم ، برو به درک ، بزن به چاک یا که بگه برو به ..، اما...
اما هیچوخت بهش نگه برو گم شو !
اگر اینو گفتی و رفت، دیگه پیداش نمیکنی.. هیچوخت پیداش نمیکنی !
بعدش سیگارمو روشن میکنم و میرم رو بالکن آسمونو نیگاه میکنم. ایـنجا !

GoOd Girl

 

                 

مــ.ن اونقدر بزرگ هستم که مواظب هدفهام و خوبی هام باشم .

هـ ر روز شیرین تر از روز قبل میشه ،چون من میخوام .

نــ خبه های کلاس ۲۰۱ دومی ندارن اصلا ! از اون فرقون سواری های من بگیر تـا قطار شدن کل کلاسمون پشت هم و دودو چی چی تو حیاطو نگاه بچه ها ،وقتی الناز میاد تو کلاس و به دبیر پرورشی خبر میده که هیچکی تو مدرسه حاضر نشده با چادر عکس بگیره و اینا و بچه های خوشحال ما با اینکه فقط یه نفر تو کلاس چادریه میپرن از کلاس های دیگه چادر قرض میگیرن تا بریم تو حیاط و عکـــس چادری بندازیم و شعرهایی که داریـم واسه اردوی نیشابور تمرین میکنیم و اون وسیله ورزشی که من و صبا دو نفره میپریم روش و تند تند میریم تا جیغمون درآد .. درس خوندا..امتحانای زیاد..الان که فکر میکنم بی نظیرن

ز یـادی دلم گنده شده .. ! تنگ هم نمیذارم بشه ! اصلا دل گنده ش خوبه ! دختر مودب و درس خونش خوبه !

بـ ذار بگم که دارم تلـاش می کنم خودم باشم .. در ضمن خیلی خوشحالم که فقط خودم میشم.. و خوب بودن و خوب شدن من و راضی و آروم میکنه ..

هـ ر شب آروم آروم آروم رو میارم به سمتت ..خدای عزیزم

ا ز اون دفتـرم که خیلی چیزا رو توش مینویسم خوشم میاد ..هیچکی جز خودم تاحالا نخوندتش و چقدر عجبیه چه قددددددددد اگه .. .

یـ ه مقدار خیلی زیادی به خودم افتخار میکنم ،به افکارم بیشتر افتخار میکنم .

تـ ا جایی که من و میشناسین تعجب نداره باز فردا اینجارو ببندم شبش دوباره بیام بازش کنم .

این آهنگ که میگه : close ur eyes,make a wish ... this could last  for ever..دوستش داریــم .

سـ یندرلـــا میخوام ×هوس کردم دویاره بشینم پــــاش دلم واسه رقصاش تنگ شده ×

 تـ و این هیـری ویـری دارم لـاغر میکنم حسـابی .

 

پ.ن ۱: ناژین ،رژیـن ،محیـا،مریـم ،هـاله ،مهـتا ، فـرناز ،فرزانـه .نونوش ومونا و عمه مَصی و اووووووووووووووووووووووه  خیلی از بچه هـا که الان هی نمیشه اسم برد! من خط ِ ثابتم و که هنوز از لـای آسانسور جمع نکردم که ولی خطم و که گرفتم دوباره شماره تون و بذارین واسم ! در ضمن .. آبی خانو م دلم تنگ شده واست . راستـــی میخوایم گروه خاله زنک ها رو دوباره بندازیـم .

*دوستــام .دوستتون دارم ..

think that ..

شاید کمی فکر !

شاید هم خیلی بیشتر از کمی !

مشکل کجاست..

بیمار که میشوم شاید بیشتر قیافه ام شبیه بچه درس خوان ها میشود..

رفتیم همان رستورانی که آخرین بار برادرم را بدرقه کردم .. این بار اما ..

طبق معمول وارد جایی که میشوم دستم باید در دستان پدر باشد..عذر خواهی میکنم از جمع جدا میشوم و تنها در خیالات خودم به طرف دستشویی میروم .. شیر باز است ..ذهن ِ من نیز ..

چندین و چند بار دست و صورتم را با آب اشنا میکنم .. روشنی ش که فرامیگیردم ..دختری را میبینیم که جلوی آینه ایستاده و نگران آرایشش را درست میکند .. بیشتر خیره میشوم به خودم .. من کجام .. او کجاست.. به چشمان لنز گذاشته اش که نگاه میکنم ..خیره میشوم در چشمان خودم ..اینبار اما ..تمام فکرم جای دیگری ست .. جای چیزی که مرا میترساند ..

نا امید تر از همیشه بار دیگر به آینه مینگرم .. چه قدر با دختران دیگر فرق دارم ؟ ..من باید مثل آنها شوم یا آنها.. ؟

آرام و آهسته گوشه ی پله را میگیرم تا به میز برسم ..هنوز حواسم به دختری ست که قرارست طعمه ی آن ۳نفر شود !شاید هم آن ۳نفر طعمه اش هستند..سنی ندارد اما داد میزند که پر از تجربه ست!ذست کم پسرعمویم را تجربه کرده ست ..دورادور معلوم است..

مینشینم کنار مردی که حالا آرام جانم شده..سرم روی شانه ش است.. به موزیک فضا گوش میدهم و شمع هایی را تماشا میکنم که شباهت زیادی به من دارند ..

کت پدر خیس میشود و  من .. غرق ..غرق..

پ.ن : کافی ست بگویم اشک هایم از مریضی ست..بعد با خیال راحت اشک بریزم برای.. (خودم،برادرم)

 

My Goddess..

الهه ی مقدس !

سوزان به سمتت می آیم ..

به امید اینکه مرا در آغوش کشی ..

و من غرق در آغوشت "سوگواری" خواهم کرد..

برای آرزوهای محال ..برای رویاهایی که جان داده اند ..

و "امیدوارانه " دل خواهم بست ..

به تو ..تا رویاها رنگ دگری گیرند

 و فراموش شوند خاطراتی که در چشمم فرو میروند

 و با اشک کورم میکنند ..

الهه ی مقدس من !

من از جهان دگرم ..

دریاب مرا که بی تو هیچم ..

پوچم ..

بگذار تا ملکوت بالا آیم در آغوشت ..

فرار کنم از ..

نفسی که دیگر نمی آید و

جانی که دیگر جان نیست ..

شعله ی سوزان اشکهایم را در آغوشت خاموش کن ..

تا فقط من باشم و تو ..

دریاب مرا ..

پ.ن : نخواهم ترسید از رویاهایی که رنگ عوض میکنند ..تمام تلاشم این است که رویاهام نمیرند ..

پ.ن : ببخشید که سبک نوشتنم تغییر میکند گاهی و دیگر شیطنت مهناز همیشگی را ندارم.. خوب میشوم ! روزی .. !

پ.ن : دختر عمه ای دارم از عسل شیرین تر ،دیشب در میان شیطنت هایش ماشینی به او برخورد کرده .. حالا بیمارستان است و با نیم وجب قد پایش از ۳جا شکسته .. دعا کنید لطفا..

برای من نیز..

 

 

 

اه

از آن لحظه هاست که حس میکنم پروانه ای خودش را میکوبد به سرم تا شاید بتواند فرار کند از این سر !و مرا

سردرد میکند !!!

پ.ن : گاهی ،بی تابی حتی برای لحظه ای ..برایم آرزوی مرگ می آورد !

بی تابم !!

پ. ن : هنوز هم شبیه دختر بچه های سه ساله هق هق راه می اندازم..

هه

بــارون،تگـرگ ،رعـد و بـرق ..

فکــر.خیــال.اُمیدوار بـودن بـه ..

HEH .

 

من از پروانه بودن هـا..

                                              

این و .. دوست دارررم !!

دیشب، ساعت ۸:۱۰ :

رفتم جلو آینه تنم داغ ،چشـام داغ تر ،اشک ِ داغ میـومد حتی () ،لپام قرمز ،صورتم ورممممم کرده .

بین ِ خودمون باشه یه مقدار اول از خودم ترسیدم بعد هم به خودم حسـابی روحیه  دادم . :دی

ساعت ۸:۲۰

بابا وارد خونه میشه و من  که بعد عمری از جا بلند شده بودم  هنوز بابا نیومده شروع میکنم :

- بابا !!! دارم میمیرم ..ببین چه قد داغــــــــــــــم !

- عزیزم ۹ وقت دکتر گرفتم ،میریم !

- نـــــــــــــه ! من تا ۹میمیرم !!! (اشکای داغ هم اضافه کنید ) !

- دخترم خب بهم زنگ میزدی عصر میومدم میبردمت ..

- در دسترس نبودی ! (با یه حس لوسانه و تی تیش ِ شدید خوانده شود )!

بعد هم خـرامان (:دی ) به سمت اتاق میرم ! هر گامی که بر میدارم استخون هام میلرزه و دنیا میچرخه دور ِ سرم ..

بعد یه مدت مریم و گودی خان هم تشریف میارن ..

میریم دکتر دس جمعی ":دی !!

هنوز ۲۰ مین مونده..بابا و مامان میرن بالا ..من نمیتونم اونجا ۲۰ مین بشینم حالم خرابه ! تو ماشین نشستم جلو ..گـودی کنارمه و مریم و از تو آینه دارمش ..

حالم شدیداً بده ..

معین میخونه :

قسم به عشقمون قسم
همش برات دلواپسم
قرار نبود اين‌جوري شه
يهو بشي همه کسم
راستي چي شد چه جوري شد
اين‌جوري عاشقت شدم
شايد مي‌گم تقصير توست تا کم شه از جرم خودم
به ملاقاتت اومدم
ببين که دل سپرده داري
چگونه عمري از احساس عشق شدي فراري
نگاهم کن دلم را عاشقانه هديه کردم
تو دريا باش و من جويبار عشق و در تو جاري
من از پروانه بودن ها من از ديوانه بودن
من از بازي يک شعله‌ي سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمي ترسم
من از هيچ بودن
از عشق نداشتن
از بي‌کسي و خلوت انسان‌ها مي‌ترسم
راستي چي‌شد چه‌جوري شد
اين‌جوري عاشقت شدم
شايد مي‌گم تقصير توست تا کم شه از جرم خودم
راستي چي‌شد چه‌جوري شد
اينجوري عاشقت شدم
شايد مي‌گم تقصير توست تا کم شه از جرم خودم
من از عمق رفاقت
من از لطف صداقت
من از بازي نور در سينه بي قلب ظلمت ها نمي‌ترسم
من از حرف جدائي‌ها مرگ آشنائي
من از ميلاد تلخ بي‌وفائي ها مي‌ترسم
راستي چي‌شد چه‌جوري شد
اين‌جوري عاشقت شدم
شايد مي‌گم تقصير توست تا کم شه از جرم خودم
راستي چي شد چه جوري شد
اين‌جوري عاشقت شدم
شايد مي‌گم تقصير توست تا کم شه از جرم خودم

 به خودم که میام میبینم دارم آهنگ و با معین میخونم ،اشکام داغه داغه و لپ هام  حسشون میکنه ..گودی داره من و نگاه میکنه و مریم هم از تو آینه زل زده به من !

آهنگ عوض میشه انگار اینا م خوششون اومده ها دس جمعی میخونیم ! :)))))

بعدش رفتم دکتر ..دکتر گفت تا یک شنبه مدرسه تعطیــــــــــــــل ،۳تا پنی سیلین ِ ۸۰۰ ،۸۰۰،۱۲۰۰

به به ! نوش جونم ! دوس دارم .

بعدشم خانوادگی رفتیم رستوران و من یکم سوپ خوردم دیدم دارم میلرزم رفتم تو ماشین ..

شب هم واسه خودم پارچه خیس کردم رو سرم هی میگم نترسیا خـاله ()زود خووب شی ()

پ.ن : هـی من میگم بابا چشام اشک میاد به خدا..مریم میگه داری گریه میکنی فیلم بازی نکن !! :دی

پ.ن ۲ : بلـاگفا باز خرابه ! بلـاگم باز نمیشد این چند روز کامنت هم نمیشد بذارم !

پ.ن ۳ :تازه فهمیدم مرد بودن چه قدر سخته.. الهی..

پ.ن ۴: دعــا پلیز !

میخواهم آبشار شوم ..

               manama:X

عمیـقاً نیاز دارم به نوشتن این پست ،شاید طولـانی شه هر کسـی دوس داشت بخـونه :

حدودا یـه سالی میشه که یه "دیـگری " اومده تو وجودم ،اشتباه نکنین اون دیگری یه فرد نیست مجموعه رفتارهایی از خودمه که بهم سخت میگیره ! یعنی نمیذاره خودم باشم ،شاید هم خیلی جاها سخت نگیره و بس آسون بگیره باعث شه خودم نباشم . تصمیم گرفتم این "دیگـری" و کاملا بندازمش بیرون ،از خودم دورش کنم ..

راستش یادم رفته بود دنیـا اونقدر ها هم نـاز دخترهای لوس و نمیکشه ! ،الـان که فکر میکنم میفهمم باید بزرگ شم .. باید بدرخشم .. باید اعتراف کنم بزرگترین اشتباهم اونجا بود که فکر کردم منم باید شبیه *همسن هام و دوستام باشم .. اما سخـــت در اشتباه بودم .. ،هرکسی وجود خودشه که دوست داشتنیش میکنه .. داره یـادم میاد اهـداف من اینا نبود .یـادم میاد اخلـاقام حتی اینا نبود. مهـناز.. یاد بگیر قـوی باشی.. خودتو قوی کن ..الان وقتشه .. بــکـَن خودتو از این "دیگری" که بهت چسبیده..

بذار اون سختی هایی رو تجربه کنی که بعدش لذته واست ..اون سختی هایی که حتی خودشون هم مایه آرامش هستن واست..نه بی خیالی هایی که عذابن و استرس !

"دیگری" باعث شد خیلی ها از تو ناراحت شن از دستت برنجن .. "دیگری" حتی باعث شد کودک درونتو درسته قورت بدی !

به علایق واقعی ت رو بیار..ببین چیا رو دوست داشتی..چه کارهایی بهت انرژی میداد..

با ثبـات باش! محکم ! با اراده ! اما مهربـون !

راستگو باش !با ایمان ! و ..پــــاک باش !

قوی باش ! قوی باش ! قوی باش !

هیچ وقت نا امید نشو ..

اعتدال یادت نره !

اول با خودت رفیق باش بعد با بقیه .. روح تو اذیت نکن ..

بخند و شاد باش.. مثل نسیم باش .. فعال ! نه مثل گَوَن !

پ.ن : اون سـد ِ بود ؟ اون شکستش ! .. خیالمان راحت شد D:

پ.ن : همه ی دوستام که از دستم دلخورن میخوام تو همین پست همین جا ازشون عذر خواهی کنم و بگم که دوستشون دارم .. دلـم و نو کردم !:* راستی یه چیز ِ مهم لینک خیلی ها جامونده اگه لطف کنین بهم بگین واقعا خوشحال میشم .:*:*

پ.ن : قالبم و دوست داررم .

پ.ن : آبشـار بودن و دوست دارم ..

نکـن

نکـن مامان !

تولدشه .. :*

تولدت مبارک داداشـــــــــــــــــم

 

بهترین روزهای زندگیم با تو بودم

کنار تو گریه کردم .. رقصیدم .. بالیدم .. خندیدم..خندیدم..

من عشق و با تو تجربه کردم ..

بدترین روزهای زندگیم با تو بهترین شد..

مردونگی ..

مردونگی..

فقط مردونگی ...

پ.ن : ۲۳ ساله که میشی..یعنی نزدیک تر شدی به موفقیت هات که لیاقتشونو  داری..دوستت دارم بهترین داداش دنیا

پ.ن : دوست داشتم خیلی بنویسم و بگم ..اما خب..گریه امونم نمیده ..میدونی دلم واسه بوس های یهویی که میکردمت تنگ شده..میچسبیدما.. تو م جا میخوردی حسابی :)) دوستت دارم

برقصان مرا .. برایت خواهم رقصید

آهای ِ روزگار !! برایم مشخـــص کن اینبــار کــدام سازت را کوک کــرده ایی تا برایم بزنـــی می خواهـــم رقصــم را با سازت هماهنگ کنم ... !!

 

پ.ن : فکر میکنم ..به اینکه برگردم به زندگی م .. به خودم  و ..

دوستتون دارم هووووووووووار تا ..

 

یهویی .تو مهمونی.دردم که میگیرد.

یه دوستی دارم .. شاید بتونم بگم پاکترین دختر دنیاست..مهربونترینشون..عزیزترینشون ...

سارای عزیزم میگفت : .. متاسفانه ما تو این دنیا فقط یه مامان و بابا داریم ..به خاطر همین قدرشونو نمیدونیم و اون وقتی قدرشونو میدونیم که خیلی دیر شده !  ..

نمیدونم راست میگفت یا نه ..اما..نمیتونم فکر کنم .. همه چی یه جور دیگه نشون میده دنیامو  !

گاهی وقتا با خودم میگم چه قد بده آدم گاگول باشه ! اون موقع است که از همه ی دنیا میخوره و همه ی دنیا رو سرش خراب میشه بدون اینکه حتی اپسیلون درصد تقصیرش باشه ..

پ. ن : بعضی اتفاقا که حقم نست درد دارن !

پ.ن ۲: عاشق رفیقامم و شدیدا داره بهم خوش میگذره با هر لحظه نفس کشیدن دوستام و دقیقه به دقیقه ماچ و بغل کردنمون و شوخی و خنده هامون .. ژاله و لاله جون اینا از کرمون اومدن هاله جون و سارا هم از تهرون ! حسابی عاشقشونم ..

همین الان که برگشتم و تو صورت سارا نگا میکنم انگار تموم خوشبختی عالم و میبینم ...

دوسشون دارم ..

 

 

..

دروغ چرا ؟

حالـــم میریزه به هم سر یه چیزایی که حتی شماها نمیبینین

چند گانه

  • نمیدونم .اسمشو فداکاری نمیتونم بذارم .
  • زمیـــن و آسمـون .. دقیقا !
  • دارم فکر میکنم اما هر لحظه هزار تا چیز رشته افکارم و پاره پاره میکنه
  • یه ذره دیدمو باز کردم .. تا دنیا رو واقعی تر ببینم ..
  • میدونم اگه این روزا فکرم و متمرکز کنم خوشحالی بعدا حتمیه !
  • موهام بلند شده میریزه دورم .. یاد بچگی میوفتم ..موهای بلند ..دوچرخه..کوچه !
  • منگــم .. حسـابی.
  • منتظر ژاله و لـاله ام !
  • برنامه ریختم ۲٫۳ روز برم خارج شهر..بدون آنتن بدون هیچی !
  • تـازه فهمیدم چه قد آدم های خوب کم هستن اگرم باشن چه قد کمرنگ هستن.
  • تـازه فهمیدم چه قد آدم ها رو سخت میشه شناخت .
  • دیروز همه ی ساختمون رفتن شمال ! یه لشکر آدم :))
  • شوکولات هاش مزه توت فرنگی میده !
  • دلم مهدی و میخواد ! داداشی م و میخوام ..    
  • میدونی.. "ی" دختر خیلی ماهیه..از اوناس که میشه ایده آل من باشه.. :)
  • دلم دوستای نتم و میخواد..
  • قربون همتون.. و نت ..ندارم ..

 

1/1

عکسهامون فقط خوراکه فیس بوکه ! فقط :))

...

ترجیح میدم این روزها هیچی و نبینم ! :*