کنکوررررری ((:!

مومو رفت کنکوور  ساعت ۲.۳۰ داشت((: البته تا حالا واسه سال اول و کارشناسی و اینام داده ((:

اما خب ..((:

مامان : مومو ایت الکرسی بخون واسه خودت ((:

مومو : بلد نیستم ((:

مامان : بیا این و بذار تو جیبت (همین آیه الکرسی)

مومو : مامان جان اولش سوال های زبان و میدن. (قاطی میکننم).

بابا: مومو بیا برسونمت ..

مومو : نمیخواد بابا ((: خودم میرم با ماشین ((:

من : مومو میخوای بیام باهت ؟

مومو : آره حتما بیااا ..بعد وایسا پشت در دعا کن ((((((:

من : باشه یه تسبیح هم میاااارمم ((:

:) : داداش دوستم مراقب مومو ایناس (: بعد دوستم میگفت به مومو بگوو امسال سوال ها با هم فرق داره ترتیبش (((:

مومو : صورتی یه سکه ای مورچه ای چیزی نداری؟ :دی !! ((: .. من اگه دیدم سخته میام بیرون آآ .

:)) : گیلاسی عزیزم امیدوارم شما هم موفق شی و همه ی کنکوری ها (:

:))) : خلاصه که مرحله ی اول کنکور ش امروزه (:واسشون دعا کنید.

لازمه بگم مومو داداشمه ؟:|

 

 

دختر یعنی این ((:

دیشب جلو تی وی خوابم برد و پی سی عزیز روشن مونده تا مومو خان مرحمت کردند و خاموشش کردن ((: آف ها تون رو هم ندیدم ((:

یعنی اینقدر خوش میگذره بهم فوتبال به این باحالی و میبینم که خدا میدووونه .پاتو جان هم که همچین زیاد از کارش راضی نبودم . ولی کلا خیلی بازی جالبی بوود (:۳-۲ ((:

:) : مومو فردا و پس فردا کنکور دو مرحله ای ارشد داره واسش دعا کنید (: در همین راستا میاد تو اتاق من و من هم با دهن پر و در حال بیسکویت خوردن بهش میگم من فوتوشاپ لازم دارم الان بعد میگه اینطوری(با دهن پر) با من حرف نزن فردا کنکور داررم .کلی درس خونده بچه م ولی فقط ۲.۳ تا کتاب و اصلا نگاه نکرده ((:

:)) :دختر یعنی این [هنرمند] .ماهیانه دریافت گردید (: حجم عکس هم واسه خنده ش بالاس :|

:))) : خیلی زشته خیلی خیلی زشته که آدم الکی قضاوت کنه ..یعنی واقعا متاسفم واسه اونی که هی میگه تو از قصد فلان کردی ..گاهی اوقات آدم ناامید میشه !!

:)))) : درس هم نخواندم ..فدای سرم ((:

:)))))) : این آهنگ تتلو ..واسه لوس بازی و خنده خوبه ((: ماری جون یه تکووون ((: اما ..اما آهنگ بابک رهنما خیلی قشنگه خیلی ((:

امروز بردنمون سینما (: کلی حال داد .

باز هم نمیتونم بهتون سر بزنم :|شرمنده ام..!

1-1

                                     ۱-۱

ببینیم چند چند میشه ((:

من عاشق این بازی م آآآ

حقوق حکم ناموس آدم و داره ((:

سر میز نهار نشسته ایم و بنده در شرف خوابیدن هستم ٬ مادر به پدر میفرمایند :ماهیانه این بچه ها را بده ٬صورتی باید به من ۱۷ تومان بده. (ما رو باش گفتیم مادر چه مهربان شده :|) . پدر در تلاش هستند که موضوع را کاملا عوض کنند .بنده و مومو که تازه یادمان آمده است و کلا بیست و دوم هر ماه را فراموش نمودیم شروع میکنیم ..من : بابا من پولمو میخوام (انگار چه حقی هم دارم ((: ) مومو : بابا راستی قبض موبایلم و که دادم پرداخت کنید دیگه (این یکی که اصلا خجالت نمیکشه هااا اگه من جای بابا بودم میزدم تو دهنش )  ..دوباره من : باباااااا ..من پولم و کی بگیرم ؟ فردا صبح میخوامااا ..در این هنگام صدای پدرمان در می آید : صورتی ٬ سر میز ٬موقع نهار اشتهای من و کور نکنید ٬حرف های بهتر بزنید ().من : بابا جان ٬من اینطوری میگم که اشتهات کم شه زیادی نخوری خب :| 

...لحظاتی میگذر و بنده در حال رفتن به سوی اتاقم میباشم :

بابا :صورتی ٬کامپیوترم و  روشن کن ..(این شکلی هم میشه : )

من : بله ؟!؟! کامپیوتره ؟؟؟؟؟؟؟؟

بابا : صورتی ٬حقوق و نمیدم (این و یواش میگه این شکلی >)

من: بابا یه بار دیگه حرف حقوق بنده رو بیاری وسط ..خودت میدونیاااا..یه کاری نکن همین الان ازت بگیرم حقوقم و (کولی بازززززی ((: )

بابا : برو بخواب عزیززززم

:) : یعنی عاشقه این صحنه هام که بابا میدونه اگه ادامه بده ضرر میکنه ((((: .

:)) : در کل مکالمات ما مومو داشت میخورد :|

:))) : بر میگردم

* یه چیز مهم امشب بازی میلان و منچستررر یعنی دارم ازذوق میمیرماااااااااا

 

فداییان ِ راه ِ علم ما هستیم ((:

                            

امروز از وقتی تو مدرسه بودم با خودم دوره میکردم که امروز باید ریاضی٬زیست٬اجتماعی ها م رو انجام بدم ((: فکر کنم دقیقا یک ماهی شد که درس نخوندم اصلا ((:

بسم الله (:

بعدش میام از دیشب میگم.

در ضمن بابت لطف همتون مچکر و ممنون :*

وقتی از من یادت میره  ا م ا م ر ض ا ..

                       

 *میدونی ...احساس میکنم اینقدر سرت شلوغه که از من یادت رفته ... نمیدونم . 

**عذاب وجدان ..بدترین چیزیه که آدم میتونه داشته یاشه.

***کاش یکی بوود من و بیاره اینجا ..

****نمیدونم میتونین درک کنید یا نه ..ناراحت نیستم کسلم .شاید دلیلش اینه که تو این ۵ روز فقط ۲ بار پام و از در خونه گذاشتم بیرون یک بار که سنجد و بردیم دکتر ..بار دیگه اش هم امشب که رفتیم خوونه عمه مری اینا .

*****اگه الان پا به پام نیای خدا..هر چی بشه میگم تقصیره خودته .

******همیشه بدم میومد از اینکه احساس ضعف نشون بدم .الانم بدم میاد.

ولنتاین هم که راسته ی کار ما نیس ((:


خلاصه ش که یه مدتی باید کنار بیاید با من ((: واسه کسی هم نمیتونم کامنت بدم اما دلیل نمیشه که نخونمتون .مرسی.

خدایا شکر بابت این همه دوست خوب .

چه قد دوست دارم این عکس بالایی و .

دیس ایز مای لایف (: !

چه قدر شبیه من ... (:

                                                                              

:) : نزدیک بود آآ .

مشکوک نشوید ..خواهش میکنم ...

خودم میزنم زیر تمام قول هام..خودم زندگیم و به هم میریزم ..خودم ..فقط خودم !

وحشتناک تر از این ؟!

نمیشه !!

:) : خوبم ..!                   

مایه ی آرامش من ..

-۱۱ درجه دمای دیشب اینجا (((((:

:)) :گوهر زنگ زده الان ..من هی نفس میکشم ..میگه دلت خیلی پره صورتی ..بگوو..منم میگم هیچی نیست ..میگه بهت نمیاد گریه کنی ((:

:))) : چرا تازگی باید تو خواب همه باشم ؟!!

روزی که فقط اتفاق داشت و اتفاق..حس نوشتن نیس(:

پنجره رو باز میکنم ..تا جایی که امکان داره خودم و میکشم بیرون..نفس میکشم ..سوز هوا میره تو گلوم و منجمد میشم ((: نفس میکشم بخار میاد بیرون ((: خیابون و نگاه میکنم ..هیچ کس نیست..یه مقدار بزف روی زمین ...چراغ ها رو که نگاه میکنم ..دونه های برف دیده میشه که هی واسه خودشون میچرخن .. عجب !!

:) : روزی بود که از شب قبل تمام فک و فامیل و دوست و آشنا اینجا بوودن ..همه تا صبح بیدار..همه کار میکردن ..(الا برادر جان که جیم زدن دیشب به مدت ۲ ساعت ((: ) ...ساعت ۳ میخواستم برم ببینم مردها چه میکنند که دقیقا ۳.۵ دقیقه اینا بود که خوابم برد ((: نذریه جالبیه ..خیلی خیلی جالب ..۱۲۰۰۰نفر میخورن((: عجیبه ..اما امروز پدر قاط زده بود که پذیرایی فلان بوده و شلوغ کردین و اینا :| کلا تا همین امشب هیچ وقت بالا رو اینقدرررر عصبی ندیدم .

:)) : من و ماهی هم که شبی تو اتاق ..ماهی داره رقص تمرین میکنه..منم درگیرم با خودم !

:))) :بعد از اینکه بابا با همه دعوا کردده مومو(داداشم) بهم میگه صورتی برم دعوا کنم بابا رو ؟:دی

کلا بعد دعوا ها داداش بنده شیر میشه (((:

شب خوبی بود ..جالب..عجیب .فقط یه مقدار زیادی خسته م .انرژی ندارم .

:)))) : تنها ذهنیتی که دارم از پیامبر ..خیلی مهربونه..امام حسن مجتبی هم امروز وفاتشونه؟

پر پر شدم ((:

+هی عطسه میزنم ..هی آب بینی بالا میکشم ..هی هم سرما میخورم:|!

++رسما از دست رفتم !

:| : زیورر ..وقتی میدیدم تو روضه ها چطور اشک میریخت دلم میسوخت ...امروز صبح پدرش فوت کرد. خدا به روحش آرامش بده..همین طور به زیور .

*زیور یکی از آشنایانه .

+++نشد من یه جمله رو تموم کنم عطسه نزنم...الانم آب بینی داره میاد ((:

امروززز چه خبره  ؟(((:

کلا خیلی خوش میگذره ساعت ۱۱.۲۰ اینا بیدار شی بعد ببینی رو ی میز ۲ تا اشترو دل بخوریشوون ((: بعد بابا حاضر باشه بگی کجا میری بگه که میخوام برم مهمون از شمال اومده بعدش بگی منم میامم و بدو بدو بری حاضر شی مانتو بپوشی .همون جا پدر زنگ بزنه به مهمونا بفهمه که هنوز از راه نیومده دارن میرن نماز جمعه .همین کافی بود که خودم بشینم تا ۲ ساعت بخندم بهشون ((: بعد به مومو (داداشم ) که میگم ..میگه آآ مگه امروز جمعه س ؟ .

:) : بعدش هم پدر که میبینه حوصله ت سر رفته میگه برو پارکینگ ببین ملت در چه حال اند ؟ (آخه فردا نذری داریم و این قرتی بازی آآ)

:)) : من خیلی بی جنبه ام این و مطمئنم ((: یا من یادم رفته دایره زنگی (ما..) رو چطور روشن میکنن یا روشن نمیشه ((((: باور کنید بعد دوهفته دستم بهش نرسیده بوود خب ..نبودیم دیگه ((: حالا که اومدیم خونه میبینم روشن نمیشه ((: نه...احتمالا خرابه :| دلم وی o ای  میخواد خب :|

:))) : همین جا اعلام میکنم که امروز 14سال و 8ماه و 16روزمه .حالا همه این شکلی شید .

/ دلم واسه کامنت دونی وبلاگ هاتوون ..واسه خودتون تنگ شده (:

قربانه خودم بروم که همانند نداررم ((:

آنچه در روضه بر ما میگذرد : مقابل آینه نزدیک در ورودی ایستادم و با حالتی جلف()برای خود آواز میخوانم ٬بشکن میزنم ٬میرقصم ..سرم را به سمت چپ که برمیگردانم میبینم خانومی با حالتی این شکلی ()در حال نظاره کردن چهره ی دلربای بنده ٬بنده نیز این شکلی >>>. تا آخر روضه هی میرقصیدم رژه میرفتم ٬ هی هم این آهنگه فلنگ و بستی کجا ملینا و هستی رو جا گذاشتی نگوو دوستم نداشتی و ریپیت میزدم .سوژه منم ((: بعد از روضه سنجد سرما خورده بود به همراه گودی و میمی بردیمش دکتر ..در اتاق انتظار نشستیم بنده و گودی کنار هم هستیم بنده دارم روزنامه ورزشی میخونم ..فیروز کریمی ...یهو تی وی نشون میده ..راهپیمایی و ..یه دختره که میگه من مشت زدم و اینا و یه مقدار حالت گریه ناک داره ..بنده میگویم :عجب فیلمییییییییی بازی میکنه هااا ؟ گودی هم در تایید سر تکان میدهد که ناگهان میبینم این آقاهه ی کنارمان برمیگردد و در حدی که میخواهد من را بخورد میگوید :مطمئنی ؟ من نیز که کلی روحیه گرفتم و اینا میگویم :۱۰۰٪ ناگهان میبینم که حاج خانومه این آقاهه به ایشان میگوید:دهن به دهن نکن . این آقاهه نیز مشغول غر غر کردن با خود میشود و حاج خانومش چپ چپ نگاهمان میکند  . من و گودی میرویم که در اتومبیل بنشینیم تا زن عمو و میمی بیایند و من منتظرم تا اون یارو بیاد زنشو ببینم (: او یارو میاد و زنشو از دور میبینم .واییییییییییی دبیر علوم پارسالم شوکه میشویم و چراغ اتومبیل را که روشن فرمودیم خاموش مینماییم صورت ماهمان را برمیگردانیم به طرف گودی خان و هی میخندیم ((: بعد که ایشان می روند با گودی میشینم هی بحث میکنیم سر این یارو که خاک تو سرش و اینا((((((:

:) : یارو شیخه که میاد واسه روضه هامون فقط در مورد حرف های بالا ۱۸ سال میگه ..((: یعنی خله ها((: امشب میگفت ما تو کاخ فلان ۴۶ تا ویسکی دیدیم ..به ما هم تعارف کردن و اینا ((: دیشب هم میگفت مردها که داماد میشن دو جا شون قرمز میشه !! بعد امشب هم باز میگفت رفتیم خونه خدا زنهای نیمه برهنه رو دیدیم و اینا ((: یعنی من که گوش نمیدادم اما هر چند مین یه بار میخندیدم((:

:)) : امشب که غذا م و دادم به اونی که اومد در خونه ..ولش کن (: اینا درون آدم بمونه بهتره (:                         

:))) : برای شونصدمین بار گودی شوهر خواهرمه ٬میمی خواهرمه ٬ سنجد پسر عمومه ٬ تازه گودی داداشه ززن عموم هم هست((:

:)))) : مرجان دختر خاله م ..دوستش داررم (:

دیگه عرضی نیست (:

:))))) : دیشب هر کس به نحوی میخواست به صورت ما صفا بده((: دختر عمه میگفت من فردا بند میاررم((: دختر عمو میگفت پاشو پاشو بریم بالا اپیلیدی هست((: خواهرمم میگفت خیلی ضایع است سیبیل هات((:

عجب صفایی میده آدم ۴ تا دونه مویی که تو صورتشه با تل بده کنار((:

آب و هوا که تاثیر میذارد ..! ((:

بازهم دراز کشیدم رو تختم و صفحه ی مانیتور و چرخوندم طرف خودم ..کیبوردمم روی پاهامه ..صفحه ی مسنجر بازه .باران آنه ((: هر ۲ مین یه بار به هم غر میزنیم ..آهنگ گوش میدم ..حالا آهنگ و عوض میکنم ((: دوباره عوض میکنم ..نه این یکی هم خوب نیست صبر کنین..بعد از تلاش های فراوان  یه آهنگ و همین زوری میذارم واسه خودش خوچحال بخوونه ((: کتاب قورباغه را قورت بده تو دستمه میخوام بخونمش ..خیلی خوابم میاد مثل دیشب دارم چرت میزنم((: شایدم خوابم برد ((: باران داره چند تا عکس میفرسته و من دارم چرت میزنم ((: این عکس هام که وسطش هی قطع میشه ((:

+احساس میکنم دارم اراده م و به دست میارررم (:

مدل نوشتنم عوض شده کسی میدونه چرا ؟:دی ! تاثیر آب و هوا ((:

 

تولد .!(:

 

              +راستی فاطمه (دوستان خانوادگیمون ) تولدت مبارک دختر (:

                             

به قول میس مری دهه ی فجر هم تموم شد ((:

یاران موافق ..((:

                           جان را فدای یاران موافق کنید .

                                                                        *افلاطوون*

+ عجب روزییه ها ((:

مومو اومده تو اتاقم و به هیچ عنوان نمیرررره ٬ آخرش که میبینه دارم از اعصابم خوردی میترکم میگه اگه تونستی به انگلیسی بگی ۲۲بهمن روز شکست دشمن من میرم ..من یه ذره ش و میگم میگه نه اینطوری که نمیشه باید با ریتم بگییی .

هفته ی دیگه کنکور ارشد داره (:

++ آهنگ های تی وی ما را نیز کشته .(: راستی پاستیل نمیتونم واست کامنت بذارم

تجدید میثاق .! ((:

میدونییییی کلا راهپیمایی چیزه جالبیه ((((:

مخصوصا اینکه گفتند هر کسی بره ۶ ماه از خدمت سربازیش کم میشه (درحالی که ریشو وبسیجی باشه)

+ من به مومو افتخار میکنم که نه تا همین ۲۱ سالگی عضو بسیج بوده و نه حاضره به هیچ عنوان بره راهپیمایی ((: حتی اگه ۶ ماه از خدمتش کم کنند ((:به بابا هم کلا خیلی بیشتر افتخار میکنم((: به خودمم افتخار میکنم ((((((:

 *خب حالا کیا رفتن تجدید میثاق با رهبررر ؟ ((:

++همچنان اسمارتیز میخوریم .(:

+++دیشب یهو پای نت خوابم برد (((: ببخشید(:

(: : دیروز دبیر مطالعات میگفت کیا میرن راهمپیمایی منم گفتم خانوم من یه طوری میام که دقیقا مخاللف راه شما باشه ((: دبیرمون گفت منظور و اینا خلاصه ۲۰ دقیقه داشتم بحث میکردم این صبا هم هی میگفت ایوول خیلی خوب گفتی ((:

((: : ژاله اینا رفتند کیش..یکتا اینا ..کرمان ..عمه آزی اینا شمال..! (:

نت نوردی ((:

                     

روی تختم نشستم  وخیلی زیبا تو نت میچرخمم و کلا با وبلاگ خونی خوشحال میشم الان :دی !

توجه داشته باشد که همه چیز روی تختم هست از مقنعه مدرسه بگیررررر تا ام پی فور و اینا((:

                                    

اسمارتیزم و که واسه خودم خریدم (به کسی هم نمیدم )باز میکنم و همزمان میخورم:)

+ باز هم ۷ روضه داریم و من حمام باید برم اما اینجام((:

++عکسام توضیح داشتن اما ترجیح میدم به کار هام برسم الان (:

آ یل کام بک ((:

الطاف جناب دکتر :|

از آن جایی که الطاف جناب دکتر ()همواره شامل حال ماست٬کامنت دونی  نیز قاطی فرموده .!

یه چیز مهم میخواستم بگماا..حتی فیلم مشروطه رو هم ول کردم اما یادم رفت .

برم فکر کنم بر میگردم ..(:

 +راستی دریا دوستم (اینترنتی) حالش خووب نیست ومن نگرانشم ..!دعا لطفا.

این مسئله که سخت گرفتار کرده است ما را ...!

به علت همین مسئله بالایی از وقتی که از مدرسه اومدم و دراز کشیدم روی تختم تا همین الان خواب بودم ((:

(: : این شبها روضه داریم و جدا از اینکه از روضه بدم میاد ولی این اجتماع خانوادگی و دوست دارم ! (:

((: : هر کسی گفته که من درس نمیخونم و هی بهانه میارم شایع است !! تکذیب (:

(((: : ۷ روضه داریم و من هنوز اینجام ! خونسردیت و بخورم من مهناز جان ((:

+ باز هم کامنت جواب نمیدم !! واقعاااا ببخشید :( نمیخوام این طور شه اما میشه :((

 

مدیا پلیر ... و منه معتاد به نت !

ساعت ۴.۲۳ : یادمه رفتی ..یادمه هر چی داشتم و دست باد سپردی .. یادمه اون روز گفتی بسووز ..

یادمه دست این دل و از پست بستی شکستی .. لللا لولو لللا لولو :دی !!

ساعت ۴.۲۷ : کاش بوود شعله تا شمع مزارت میشدم .چلچلراغ زائره شب زنده دارت میشم ((:

۴.۲۸ : آره منم ..آره منم .دوستت دارررم ..میدونستم عزیز قدر عشق و میدونی ..

۴.۲۹ دی دی دی دی ..دین دین دیدین دین ...نگو که من و تو نامحرمیم ..کی زنده اس امروز کی مرده فردا بیا با هم بخونیم شب های یلدا((: حالا نازی نازنین یار من ((:

۴.۳۰ : به دلم برات شده بابام میاد ..بابام میاد امشب ..(در حال سینه زدن ) همه ... بابام میاد امشب .. به دلم برات شده ..

۴.۳۱ : ۱ .۲ .۳ علی باربی ..رامین برجسته ..ارنج علی باربی ..رامین برجسته آهااا .. ۱.۲.۳ قر بدین بشمار سه قر بدین ...((:

۴.۳۲ : امیره لشکره من ...ساقیه آب آوره من .. ای امیر لشکر من (سینه میزنند ) از چه رو پیچیده اینجا عطر و بوی مادر من ..((:

۴.۳۶ : میدونممم ..میدونممم. واسه عشق توو ..(بنیامین )

+ یعنی این ترتیب آهنگاااام من و کشته تازه یه قسمت بوود وست لایف داشت میخوند.. معین بعدش خوند بعد یهو خیلی جلف آهنگه رقصه شمالی اومد یعنی از خنده غششش کرده بووودم ((:

++ مثلا قرار بود نیام ! خیلی بدم میدونمم !!

+++ دختر ...ازت انتظار نداشتم ..

++++ دکوراسیون چنج میکنیم (: [اتاقم] 

منظور از اتاقم تختمه ((:

کلی عکس دارماا اما بعدا دیگه !

 

قاطی .شلوغ.گیج (((:

امروززززز یکی از شلوغ ترین روزهای عمرم بود این و مطمئنم .میدونی وقتی چند تا اتفاق بزرگ تو یه روز می افتد آدم نمیدونه باید چه حسی داشته باشه خیلی عجیبه باورکن !

اممم اتفاقات رو یکی یکی بررسی مینماییم :

۱.سالگرد بابابزرگ !! هیچ وقت هیچ وقت ۴ سال پیش این موقع رو فراموش نمیکنم !! هیچ وقت !

۲.تولد عمو ! به قدری عمو کوچولو رو دوست دارم که خدا میدونه ..اما روز تولدش پدرش فوت کرد و این خیلی واسش سخته و من این و خیلی قشنگ تو چشاش میخونم .

۳. امررررررروز تو فرودگااااه از خوشحالی داشتم غش میکرردم چه قدر خوش گذشت وقتی جلو عمو استقلالی که اومده بود دنبالمووون و دقیقا هم موقع بازی دربی بوود خوشحال بودیم دست میدادیم تسلیت میگفتیمم (((((: و عمو ساکته ساکت بودد ((((: بچه ها دوستتون داریم .

۴. امروززز رسیدم خونه دیگه (: بعد از ۱۶ ساعت تو راه بودن (:

اصلا خسته نیستم اما مهمون داریم  و چشام هم میسوزه (: در نتیجه این پست ویرایش میشه اساااااااااااااااااااااااااااااااسی (:

 

به خدا بلاگفا باز نمیشد ! :|

ساعت ۹.۳۴ صبحه !

بنده الان در کافی نت ...دلم واسه تک تک تون تنگ میشه .

اومدم بگم دوستتون دارم و ببخشید که نشد خداحافظی کنم :)

آنتروپوید عزیز ممنونم :)

فعلا دیگه :))

خارج هم عجب جاییه هاا((: دیشب یه بارون اومد دقیقا از همونا که گفتی محیاا((: منم ذوق مرگ و اینااا((:

شادی خوش اومدی

آن عزیز سفر کرده :-"

صورتی هم رفت ... عجب دنیاییه ها .. یکی امروز هست فردا نیست ...حیف شد دختر خوبی بوداا !!

صورتی هم پرید ... پرید و رفت !

دیروز حدود ساعت 2 بود که خبر رسید دیگه آخرای کاره ... داشتن حاضرش می کردن ببرنش به اون مکان کذایی تا بپره ... هــــی روزگار ...

خبر رسید بالاخره ساعت 4 پرید ... پرید و رفت ...

.

.

.

 صورتی چند روزی رفته مسافرت ...

اونم کجا ؟ خارجستان . بلاد کفر ... واه واه مردم چه کارا که نمیکنن خجالتم نمی کشن :دی

کامنتدونی هم جهت سفارش هرگونه سوغاتی بازه ... فقط شما که انتظار ندارین مهناز براتون چیزی بیاره ؟ ها ؟؟ ازین فکرا نکنین که بعدا می خوره تو ذوقتون ... از من گفتن بود !

دعا کنید کارش به توپولف نیفته که اگه سوغاتی در کار بود به سوغاتی هاتون برسید ...

با تشکر از همراهی شما تا آخر پست ؛ سخنگوی موقت وبلاگ یواشکی های صورتی :  :دی

کن یو سی بی هایند د اسکایز؟ :))))

۴ سال پیش ٬ امروز ساعت ۷ یا ۷.۳۰ صبح یه گل پسر به دنیا اومد که الان خیلی خیلی عزیز خاندان صورتی ایناست :) و کلی هم خاطر خواه دارره عسل و عارفه و اووووه :))

در کل خیلی خیلی دوستش دارررم ٬ امروز میشه ۵ سالش !

سنجد تولدت مباررررررک .

:) : قلبش هم که خوونه یکتا اینا بودیم مثلا رفتیم روزنامه دیواری درست کنیم من خودم به شخصه همه کار کردم الا روزنامه دیواری درست کردن.موضوعش هم در مورد ولنتاین به زبان اجنبی هستش.

این آهنگ what about now از گروه وست لایف میکشه منو یعنی عاشقشششششم.چه صوتی چه تصویری.

استقبال نمیکنید از نخبه ها چرا ؟ واقعاچرا خب؟(((:

کامنتینگ بسته است چند روزی اما از سه شنبه یا شایدم ۴ شنبه صبح باز شد :) !

خل و چل شدم دیگه((: !

امرووز کیف یکتا رو نبردم اون یکی کیف قرمز م و بردم برگشتنی با یه کیف آبی (متعلق به یگانه) اومدم خونه ٬ کم کم دارم نگران خودم و دوستام میشماا .

این روزا حرف خیلیه ها خیلی اما نمیدونم چرا میپره :)) !

اصلا حوصله درس خوندن ندارم !:) امیدوارم زود تر بگذره فقط بگذره :) ! تازه اینقدر شجاع شدم درس هم نمیخونم:))

این کلاس های رباتیک که میخوام برم کشته مرده ی معاونمون هستم که حتی یادش نبود پوسترش و کجا زده:| !! این طوری از نخبه گان () استقبال میکنند. باور کن .

:) : خودم هم دقیقا دارم حس میکنم که چرت و پرت خیلی خیلی میگم :)) !! شما ببخش .

:)) : هاله ٬ میبخشی دیگه ؟:| !! اصلا به قول شاعر که میگه به دنبالت میام با چیپس و پفک با ضرب و تنبک وای عاشقتم ٬ وای وای عاشقتم .

:))) : اینقدر هم من و فحش ندید چرا کامنتینگ بسته اس :)) باورکنید نمیدونم:)) ! اما ۴ شنبه بازه:) فحش هاتون رو تا اون موقع تو دلتون نگه دارین((:

:)))) : دقت کردین این کد بالاییه چه قد بهم میادد ؟((((: عاشقششششم .

اول بهمن ((:

امروززز اول بهمن /

امروز و دیروز ۳ تا نمره ی بد دریافت نمودیم ! :|

اما خب فراموش کنم بهتررره .حوصله غصه خوردن و ندارم .

امشب هری پاتر تمام می شود .۳ فصل دیگه مونده جلد یک ش فرت شه (:

این هرمیون کپی صبا ئه خودمونه باور کن  .

                                          عجله ای باید برررم .

اول بهمن ((:

امروززز اول بهمن /

امروز و دیروز ۳ تا نمره ی بد دریافت نمودیم ! :|

اما خب فراموش کنم بهتررره .حوصله غصه خوردن و ندارم .

امشب هری پاتر تمام می شود .۳ فصل دیگه مونده جلد یک ش فرت شه (:

این هرمیون کپی صبا ئه خودمونه باور کن  .

                                          عجله ای باید برررم .

اول بهمن ((

امروززز اول بهمن /

امروز و دیروز ۳ تا نمره ی بد دریافت نمودیم ! :|

اما خب فراموش کنم بهتررره .حوصله غصه خوردن و ندارم .

امشب هری پاتر تمام می شود .۳ فصل دیگه مونده جلد یک ش فرت شه (:

این هرمیون کپی صبا ئه خودمونه باور کن  .

                                          عجله ای باید برررم .