آنچه در روضه بر ما میگذرد : مقابل آینه نزدیک در ورودی ایستادم و با حالتی جلف(

)برای خود آواز میخوانم ٬بشکن میزنم ٬میرقصم ..سرم را به سمت چپ که برمیگردانم میبینم خانومی با حالتی این شکلی (

)در حال نظاره کردن چهره ی دلربای بنده ٬بنده نیز این شکلی >

>

>


. تا آخر روضه هی میرقصیدم رژه میرفتم ٬ هی هم این آهنگه فلنگ و بستی کجا ملینا و هستی رو جا گذاشتی نگوو دوستم نداشتی و ریپیت میزدم

.سوژه منم ((: بعد از روضه سنجد سرما خورده بود به همراه گودی و میمی بردیمش دکتر ..در اتاق انتظار نشستیم بنده و گودی کنار هم هستیم بنده دارم روزنامه ورزشی میخونم ..فیروز کریمی ...یهو تی وی نشون میده ..راهپیمایی و ..یه دختره که میگه من مشت زدم و اینا و یه مقدار حالت گریه ناک داره ..بنده میگویم :عجب فیلمییییییییی بازی میکنه هااا ؟ گودی هم در تایید سر تکان میدهد که ناگهان میبینم این آقاهه ی کنارمان برمیگردد و در حدی که میخواهد من را بخورد میگوید :مطمئنی ؟ من نیز که کلی روحیه گرفتم و اینا میگویم :۱۰۰٪ ناگهان میبینم که حاج خانومه این آقاهه به ایشان میگوید:دهن به دهن نکن . این آقاهه نیز مشغول غر غر کردن با خود میشود و حاج خانومش چپ چپ نگاهمان میکند . من و گودی میرویم که در اتومبیل بنشینیم تا زن عمو و میمی بیایند و من منتظرم تا اون یارو بیاد زنشو ببینم (: او یارو میاد و زنشو از دور میبینم .واییییییییییی دبیر علوم پارسالم

شوکه میشویم و چراغ اتومبیل را که روشن فرمودیم خاموش مینماییم صورت ماهمان را برمیگردانیم به طرف گودی خان و هی میخندیم ((: بعد که ایشان می روند با گودی میشینم هی بحث میکنیم سر این یارو که خاک تو سرش و اینا((((((:
:) : یارو شیخه که میاد واسه روضه هامون فقط در مورد حرف های بالا ۱۸ سال میگه ..((: یعنی خله ها((: امشب میگفت ما تو کاخ فلان ۴۶ تا ویسکی دیدیم ..به ما هم تعارف کردن و اینا ((: دیشب هم میگفت مردها که داماد میشن دو جا شون قرمز میشه !! بعد امشب هم باز میگفت رفتیم خونه خدا زنهای نیمه برهنه رو دیدیم و اینا ((: یعنی من که گوش نمیدادم اما هر چند مین یه بار میخندیدم((:
:)) : امشب که غذا م و دادم به اونی که اومد در خونه ..ولش کن (: اینا درون آدم بمونه بهتره (:
:))) : برای شونصدمین بار گودی شوهر خواهرمه ٬میمی خواهرمه ٬ سنجد پسر عمومه ٬ تازه گودی داداشه ززن عموم هم هست((:
:)))) : مرجان دختر خاله م ..دوستش داررم (:
دیگه عرضی نیست (:
:))))) : دیشب هر کس به نحوی میخواست به صورت ما صفا بده((: دختر عمه میگفت من فردا بند میاررم((: دختر عمو میگفت پاشو پاشو بریم بالا اپیلیدی هست((: خواهرمم میگفت خیلی ضایع است سیبیل هات((:
عجب صفایی میده آدم ۴ تا دونه مویی که تو صورتشه با تل بده کنار((: