صورتی پرخووور :)
خب چی بگم ؟؟ حالم خووب نیس دیگه !! یعنی حالم خوووبه ..نه خوب نیس .دیروز عصر که بابا اینا رو فرستادیم استخر خودمون با مامان و میمی رفتیم *... اونجا مامان خرید داشت ..وقتی هم که مامی رو دور خرید میفته هر چی آدم دوس داره آزاده که بر داره
:)) خب منم یه عالمه لواشک و آلوچه و ژله شیری و کمپوت آناناس (
)و...اینا برداشتم ..بعدش اومدیم خونه اول یه دونه از این شیر کاکائو هایی که خریدم خوردم ..دودقیقه قبل ش هم آلوچه خوردم ..بعد ۱۵ دقیقه روش هی آب خوردم بعد روش کیک خوردم آخر هم که لواشک (
) . بعدش رفتم تا شروع کنم کتاب بچه های بدشانس و بخونم ۱۲ صفحه خوندم بعد یهوو حالم بد شد .. بالا می آوردم در حد مرگ ..حالم بد شد بعدش مامی میخواست ببرم دکتر دید گنده بیدار رفت اون و صدا زد با دختر عموغرغرو رفتیم امپول نوشت واسم منم که میمیرم براش
به قول دختر عمو اصن تو بی حسسسی
. رفتم آمپول و نوش جااان فرمودم .بعدش هی تو ماشین با گنده میگفتیم که آررره من هپاتیت گرفتم نه ..آنفولانزا خوکی گرفتم.. اصن من فامیل همون طرفی هستم که از آمریکا آنفولانزا خوکی آورده با خودش پیش من (
) .. شوخی بود اینا خدا نکنه من مریض شم که !!
خب حالا نمیخواید بیاید دیدنم ؟؟
:) : کادو روز پدر پارسال یه کت و شلوار و بلوز صورتی گرفتیم اما امساال من کتاب گرفتم مومو هم بلوز آبی(قرار بود صورتی برداریم اما چون به کت و شلوارش نمیخورد آبی شد
. با کت و شلوارو کفش و ادکلن و کتاب که من دادم و خیلی چیزای دیگه کلا تمام خاندان واسش کادو آوردن :))
:)) : یه پست واسه روز پدر نوشتم دیروز اما حالم خووب نبود پس نمیذارمش ..![]()
:))) : بابا جوونم روزت مبارک !!
:)))) : من برم صبحانه بخووورم :) ![]()
:))))):یه سووال میگم تموم کلاس زبان آآآ ظرفیت شون تکمیله ؟؟ همین طوری پشیمون شدم که نمی رم
تو تابستون البته !! ![]()
:))))) : دکتر دوس ندارم ..اصلا از این لوس بازیا خوچم نمیاد ..خو آدم خووب میشه دیگه !! ![]()
:)))))) : راستی اگه بهتون سر نزدم ببخشد الان باید برم کلاس ثبت نام کنم عصر به همه سر میزنم ![]()
(: خوش آمدید دوستــــان :)