میرم طبقه ی دوم٬ خونه ی عمو اینا دختر عمو دُکی میخواد بره بیرون با مامانش و من و دختر عمو غرغرو و سجی خونه ایم .

اپیلیدی ُ میاره.. من هی میگم درد داره خب ٬میگه زود تموم میشه .. شکمش ُ میگیرم هر بار که اپیلیدی به  دو سانتی متری من میرسه فشار میددم ..هی هم سرم ُتکون میدم  .

غرغرو : اِ ..خب تکون نده دیگه سرت ُ ..

من : خب درد داره ..هی تند اون ُ میاره جلو ..آقا از این به بعد من جیغ زدم تو اون ُ نبر عقب

غرغرو: آخه جیغ میزنی سرتم تکون میدی..ببین الان شدی مثل ِ چارلی چاپلین بذار بقیه رو هم بزنم

من: باشه

..همین طوری هی میزنه ..منم جیغ داد میکنم ..تا گوشیش زنگ میخوره..من خودم اپیلیدی ُ بر میدارم درستش میکنم ..

میام بالا ..

مامان : اِ ..صورتی شبیه ِ مومو شدی .

مومو خان داداش ِ محترم :اِ صورتی دیگه تعادل نداری که ..میخوری زمین ..سیبیل نداری ..حالا کی زد واست؟

من در جواب این دو : .

بعد الان دارم با یکتا چت میکنم هی میبینم هر چی میخواد میگه ..میگم یکتا جان من سیبیل هام ُ زدم درست اما مردونگی م که از بین نرفته .. .

*از جمعه که خونه ی مامانی اینا بودیم کل ِ خاله ها گیر دادن صورتی بزن این سیبیلا رو ..قرار بود دیروز برم خونه خاله که نشد.. اما امروز مامی گفت برو دختر عمو بزنه دیگه .

** تمام دور ِ لب ُ لوچه م ریخته بیرون :|

***اولین نفری که تبریک گفت ُ یادم نمیره  .

**** اتاقم جمع نشده ..الانم سرم شلوغه ! :دی!